ladyfingers

[ایالات متحده]/ˈleɪdiˌfɪŋɡəz/
[بریتانیا]/ˈleɪdiˌfɪŋɡərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیک‌های اسفنجی کوچک و انگشتی؛ مشت در بوکس (استفاده آمریکایی)؛ بیسکویت‌های ترد که به عنوان انگشتان اسفنجی نیز شناخته می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

ladyfingers cake

کیک چیزکیک

ladyfingers dessert

دسر چیزکیک

ladyfingers recipe

دستور پخت چیزکیک

ladyfingers tiramisu

تیرامیسو با چیزکیک

ladyfingers dip

دیپ چیزکیک

ladyfingers cookies

کیک چیزکیک بیسکویتی

ladyfingers parfait

پارفه با چیزکیک

ladyfingers layers

لایه‌های چیزکیک

ladyfingers charlotte

شارلوت چیزکیک

ladyfingers trifle

تریفله با چیزکیک

جملات نمونه

she baked a delicious cake topped with ladyfingers.

او یک کیک خوشمزه با روکش لیدی فینگر پخت.

ladyfingers are a key ingredient in tiramisu.

لیدی فینگرها یک ماده اصلی در تیرامیسو هستند.

for dessert, we had a trifle made with ladyfingers.

برای دسر، ما یک ترفل با لیدی فینگر داشتیم.

she dipped the ladyfingers in coffee before layering them.

او لیدی فینگرها را قبل از لایه بندی در قهوه خیس کرد.

ladyfingers can be used in various desserts.

می‌توان از لیدی فینگرها در انواع دسرهای مختلف استفاده کرد.

he served a refreshing dessert with ladyfingers and fruit.

او یک دسر خنک کننده با لیدی فینگر و میوه سرو کرد.

we learned how to make ladyfingers in cooking class.

ما یاد گرفتیم چگونه لیدی فینگر را در کلاس آشپزی درست کنیم.

ladyfingers are often used to create a light texture in desserts.

اغلب از لیدی فینگرها برای ایجاد بافت سبک در دسرهای مختلف استفاده می‌شود.

she decorated the dessert with chocolate-covered ladyfingers.

او دسر را با لیدی فینگرهای پوشیده شده با شکلات تزئین کرد.

ladyfingers can be enjoyed on their own or with coffee.

می‌توان لیدی فینگرها را به تنهایی یا با قهوه میل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید