laicism

[ایالات متحده]/ˈleɪ.ɪ.sɪ.zəm/
[بریتانیا]/ˈleɪ.ɪ.sɪ.zəm/

ترجمه

n. قدرت سکولار; بازگشت قدرت سیاسی به سکولاریسم; ضد روحانیت

عبارات و ترکیب‌ها

political laicism

ضدیت سیاسی با دین

laicism principles

اصول الحاد

laicism debates

بحث‌های الحادی

laicism policies

خط مشی الحادی

laicism movement

جنبش الحادی

laicism issues

مسائل الحادی

laicism education

آموزش الحادی

laicism laws

قوانین الحادی

laicism theory

نظریه الحادی

laicism values

ارزش‌های الحادی

جملات نمونه

laicism promotes the separation of religion and state.

لحظه‌گرایی تبلیغ جدایی دین و دولت می‌کند.

many countries embrace laicism to ensure religious freedom.

بسیاری از کشورها برای تضمین آزادی مذهبی، لحظه‌گرایی را می‌پذیرند.

the principle of laicism is fundamental in modern democracies.

اصل لحظه‌گرایی در دموکراسی‌های مدرن بنیادی است.

debates about laicism often arise in multicultural societies.

بحث‌ها درباره لحظه‌گرایی اغلب در جوامع چندفرهنگی مطرح می‌شوند.

laicism can help prevent religious discrimination in public life.

لحظه‌گرایی می‌تواند به جلوگیری از تبعیض مذهبی در زندگی عمومی کمک کند.

education systems influenced by laicism promote critical thinking.

سیستم‌های آموزشی تحت تأثیر لحظه‌گرایی، تفکر انتقادی را ترویج می‌کنند.

laicism encourages a pluralistic approach to governance.

لحظه‌گرایی رویکردی چندگانه به حکومت را تشویق می‌کند.

many argue that laicism is essential for social cohesion.

بسیاری استدلال می‌کنند که لحظه‌گرایی برای انسجام اجتماعی ضروری است.

laicism is often challenged by religious groups in society.

لحظه‌گرایی اغلب توسط گروه‌های مذهبی در جامعه به چالش کشیده می‌شود.

understanding laicism is crucial for studying political theory.

درک لحظه‌گرایی برای مطالعه نظریه سیاسی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید