lakh

[ایالات متحده]/læk/
[بریتانیا]/læk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یکصد هزار; واحدی از ارز در هند; اکثریت
adj. مربوط به یکصد هزار
Word Forms
جمعlakhs

عبارات و ترکیب‌ها

one lakh

یک لاک

two lakh

دو لاک

five lakh

پنج لاک

ten lakh

ده لاک

lakh rupees

لاک روپی

lakh people

لاک نفر

lakh units

لاک واحد

lakh dollars

لاک دلار

lakh views

لاک بازدید

lakh sales

لاک فروش

جملات نمونه

he saved a lakh for his dream car.

او برای ماشین رویایی خود یک لاک را پس انداز کرد.

the project budget is set at five lakh.

بودجه پروژه پنج لاک تعیین شده است.

she earned a lakh in her first year of work.

او در سال اول کار خود یک لاک درآمد کسب کرد.

they spent a lakh on their wedding.

آنها برای عروسی خود یک لاک هزینه کردند.

the donation was a generous lakh.

این کمک های مالی یک لاک بود.

he invested a lakh in the stock market.

او یک لاک در بازار سهام سرمایه گذاری کرد.

she received a scholarship worth one lakh.

او بورسی به ارزش یک لاک دریافت کرد.

they plan to raise a lakh for charity.

آنها قصد دارند برای کمک به خیریه یک لاک جمع آوری کنند.

the car costs around two lakh.

ماشین حدود دو لاک هزینه دارد.

he won a prize of one lakh in the competition.

او در مسابقه جایزه یک لاک برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید