thousands

[ایالات متحده]/[ˈθaʊzəndz]/
[بریتانیا]/[ˈθaʊzəndz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عدد بسیار بزرگ از افراد یا چیزها؛ عدد یک هزار
adj. شامل یا حاوی هزاران
adv. به تعداد هزار

عبارات و ترکیب‌ها

thousands of people

هزاران نفر

thousands gone

هزاران رفته

thousands of dollars

هزاران دلار

thousands arrived

هزاران رسیدند

thousands more

هزاران بیشتر

thousands waiting

هزاران منتظر

thousands online

هزاران آنلاین

thousands affected

هزاران تحت تأثیر قرار گرفتند

thousands volunteered

هزاران داوطلب شدند

thousands requested

هزاران درخواست کردند

جملات نمونه

the stadium could hold thousands of cheering fans.

استادیوم می‌توانست هزاران هوادار تشویق‌کننده را در خود جای دهد.

thousands of years ago, the pyramids were built.

هزاران سال پیش، اهرام ساخته شدند.

thousands of emails flood my inbox every day.

هزاران ایمیل هر روز صندوق ورودی من را پر می‌کنند.

the company employs thousands of people worldwide.

این شرکت هزاران نفر را در سراسر جهان استخدام می‌کند.

thousands of books are published each year.

هزاران کتاب هر سال منتشر می‌شوند.

thousands of stars twinkle in the night sky.

هزاران ستاره در آسمان شب می‌درخشند.

the protest attracted thousands of participants.

این اعتراض هزاران شرکت‌کننده را جذب کرد.

thousands of trees were planted to reforest the area.

هزاران درخت برای بازسازی منطقه کاشته شد.

thousands of dollars were raised for the charity.

هزاران دلار برای کمک به خیریه جمع‌آوری شد.

thousands of years of history are recorded in these archives.

هزاران سال تاریخ در این بایگانی‌ها ثبت شده‌اند.

thousands of students applied for the scholarship.

هزاران دانشجو برای دریافت بورسیه درخواست کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید