lallations example
مثال لالتریشن
lallations practice
تمرین لالتریشن
lallations analysis
تجزیه و تحلیل لالتریشن
lallations study
مطالعه لالتریشن
lallations effects
اثرات لالتریشن
lallations patterns
الگوهای لالتریشن
lallations development
توسعه لالتریشن
lallations techniques
تکنیکهای لالتریشن
lallations disorders
اختلالات لالتریشن
lallations intervention
مداخله لالتریشن
his lallations made everyone laugh at the party.
صحبتهای بیمعنی او باعث شد همه در مهمانی بخندند.
the baby’s lallations were adorable and filled the room with joy.
حرف زدنهای بیهدف نوزاد دوستداشتنی بود و اتاق را با شادی پر کرد.
during the meeting, his lallations distracted the team from the main topic.
در طول جلسه، حرف زدنهای بیمعنی او تیم را از موضوع اصلی منحرف کرد.
she often used lallations to express her feelings when she was nervous.
او اغلب از حرف زدنهای بیمعنی برای بیان احساسات خود در مواقع عصبی استفاده میکرد.
the teacher encouraged the students' lallations as a sign of creativity.
معلم تشویق کرد که حرف زدنهای بیمعنی دانشآموزان نشانهای از خلاقیت است.
his lallations were a mix of words and sounds that made no sense.
حرف زدنهای بیمعنی او ترکیبی از کلمات و صداهایی بود که هیچ معنایی نداشت.
the child’s lallations were a delightful part of her early speech development.
حرف زدنهای بیهدف کودک بخشی لذتبخش از رشد اولیه گفتار او بود.
listening to her lallations, i felt a sense of nostalgia for my childhood.
گوش دادن به حرف زدنهای بیمعنی او، حس نوستالژی را برای دوران کودکیام احساس کردم.
his lallations often turned into a song that everyone enjoyed.
اغلب حرف زدنهای بیمعنی او به آهنگی تبدیل میشد که همه از آن لذت میبردند.
at times, her lallations revealed her inner thoughts and dreams.
گاهی اوقات، حرف زدنهای بیمعنی او افکار و رویاهای درونی او را آشکار میکرد.
lallations example
مثال لالتریشن
lallations practice
تمرین لالتریشن
lallations analysis
تجزیه و تحلیل لالتریشن
lallations study
مطالعه لالتریشن
lallations effects
اثرات لالتریشن
lallations patterns
الگوهای لالتریشن
lallations development
توسعه لالتریشن
lallations techniques
تکنیکهای لالتریشن
lallations disorders
اختلالات لالتریشن
lallations intervention
مداخله لالتریشن
his lallations made everyone laugh at the party.
صحبتهای بیمعنی او باعث شد همه در مهمانی بخندند.
the baby’s lallations were adorable and filled the room with joy.
حرف زدنهای بیهدف نوزاد دوستداشتنی بود و اتاق را با شادی پر کرد.
during the meeting, his lallations distracted the team from the main topic.
در طول جلسه، حرف زدنهای بیمعنی او تیم را از موضوع اصلی منحرف کرد.
she often used lallations to express her feelings when she was nervous.
او اغلب از حرف زدنهای بیمعنی برای بیان احساسات خود در مواقع عصبی استفاده میکرد.
the teacher encouraged the students' lallations as a sign of creativity.
معلم تشویق کرد که حرف زدنهای بیمعنی دانشآموزان نشانهای از خلاقیت است.
his lallations were a mix of words and sounds that made no sense.
حرف زدنهای بیمعنی او ترکیبی از کلمات و صداهایی بود که هیچ معنایی نداشت.
the child’s lallations were a delightful part of her early speech development.
حرف زدنهای بیهدف کودک بخشی لذتبخش از رشد اولیه گفتار او بود.
listening to her lallations, i felt a sense of nostalgia for my childhood.
گوش دادن به حرف زدنهای بیمعنی او، حس نوستالژی را برای دوران کودکیام احساس کردم.
his lallations often turned into a song that everyone enjoyed.
اغلب حرف زدنهای بیمعنی او به آهنگی تبدیل میشد که همه از آن لذت میبردند.
at times, her lallations revealed her inner thoughts and dreams.
گاهی اوقات، حرف زدنهای بیمعنی او افکار و رویاهای درونی او را آشکار میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید