lampholder

[ایالات متحده]/ˈlæmˌhoʊldər/
[بریتانیا]/ˈlæmˌhoʊldər/

ترجمه

n. دستگاهی برای نگه داشتن لامپ
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

lampholder socket

لامپ‌دار سوکت

lampholder design

طراحی لامپ‌دار

lampholder type

نوع لامپ‌دار

lampholder fixture

اتصالات لامپ‌دار

lampholder base

پایه لامپ‌دار

lampholder installation

نصب لامپ‌دار

lampholder replacement

تعویض لامپ‌دار

lampholder bulb

لامپ لامپ‌دار

lampholder compatibility

سازگاری لامپ‌دار

lampholder accessories

لوازم جانبی لامپ‌دار

جملات نمونه

she replaced the old lampholder with a new one.

او نگهدارنده لامپ قدیمی را با یکی جدید جایگزین کرد.

the lampholder is compatible with various bulb types.

نگهدارنده لامپ با انواع مختلف لامپ‌ها سازگار است.

make sure the lampholder is securely attached to the lamp.

مطمئن شوید که نگهدارنده لامپ به طور ایمن به چراغ متصل شده است.

he bought a stylish lampholder for his living room.

او یک نگهدارنده لامپ شیک برای اتاق نشیمن خود خرید.

the electrician installed a new lampholder in the ceiling fixture.

الکتریسیان یک نگهدارنده لامپ جدید در چراغ سقفی نصب کرد.

check if the lampholder is damaged before replacing the bulb.

قبل از تعویض لامپ بررسی کنید که آیا نگهدارنده لامپ آسیب دیده است یا خیر.

she painted the lampholder to match the room decor.

او نگهدارنده لامپ را رنگ کرد تا با دکوراسیون اتاق مطابقت داشته باشد.

the lampholder design adds a vintage touch to the lamp.

طراحی نگهدارنده لامپ حس و حال قدیمی را به چراغ اضافه می‌کند.

they sell various styles of lampholders at the hardware store.

آنها سبک های مختلف نگهدارنده لامپ را در فروشگاه سخت افزاری می فروشند.

always use the correct wattage for your lampholder.

همیشه از وات مناسب برای نگهدارنده لامپ خود استفاده کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید