lams

[ایالات متحده]/læmz/
[بریتانیا]/læmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شلاق زدن یا ضربه زدن؛ فرار کردن یا گریزیدن

عبارات و ترکیب‌ها

baby lams

بره‌ گوسفند

lams wool

پشم گوسفند

lams meat

گوشت گوسفند

lams coat

پوشش گوسفند

lams fleece

کشمیر گوسفند

lams farm

دامداری گوسفند

lams pasture

چمنزار گوسفند

lams herd

گله گوسفند

lams grazing

چرای گوسفند

lams care

مراقبت از گوسفند

جملات نمونه

we raised a few lams on our farm.

ما چند گوسفند کوچک را در مزرعه خود بزرگ کردیم.

the lams were playing in the field.

بره‌ها در مزرعه بازی می‌کردند.

she loves to feed the lams every morning.

او عاشق غذا دادن به بره‌ها هر روز صبح است.

the farmer sold several lams at the market.

کشاورز چندین بره را در بازار فروخت.

we need to build a shelter for the lams.

ما باید برای بره‌ها سرپناهی بسازیم.

the lams followed their mother closely.

برها مادر خود را از نزدیک دنبال کردند.

she took pictures of the cute lams.

او از بره‌های دوست‌داشتنی عکس گرفت.

during spring, the lams are born in abundance.

در طول بهار، بره‌ها به وفور متولد می‌شوند.

he enjoys watching the lams graze in the pasture.

او از تماشای چرا کردن بره‌ها در مراتع لذت می‌برد.

we need to ensure the lams are healthy and well-fed.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که بره‌ها سالم و خوب غذا هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید