lamb

[ایالات متحده]/læm/
[بریتانیا]/læm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بره، شخص ملایم

عبارات و ترکیب‌ها

roast lamb

بره برشته

lamb chops

بره کبابی

lamb shank

ناگشت بره

lamb stew

خورش بره

lamb of god

بره خدا

lamb wave

امواج بره

lamb meat

گوشت بره

leg of lamb

چرخ پا

lamb chop

بره کبابی

ewe lamb

بره گوسفری ماده

rack of lamb

دنده بره

جملات نمونه

The lost lamb bleated.

گوسفند گم شده ناله‌کنان صدا می‌کرد.

the lamb was bleating weakly.

بره ضعیفانه ناله می‌کرد.

the poor lamb is very upset.

آن بره ضعیف بسیار ناراحت است.

the lamb was a puny little thing.

آن بره موجود کوچکی و نحیف بود.

They had roast lamb for lunch.

آنها برای ناهار بره کبابی داشتند.

Lambs like to skip.

بره‌ها دوست دارند پرش کنند.

Lambs sport in the field.

بره‌ها در مزرعه بازی می‌کنند.

beef and lamb en brochette .

گوشت گاو و گوشت بره به صورت کباب.

lambing begins in mid January.

زایمان بره‌ها در اواسط ژانویه آغاز می‌شود.

slices of lamb's liver.

تکه‌های کبد بره.

neck of lamb made an excellent stew.

گردن بره یک خوراک عالی را درست کرد.

A lamb was offered in sacrifice.

یک بره به عنوان قربانی تقدیم شد.

There are several lambs around the sheep.

چندین بره در اطراف گوسفندان وجود دارد.

They sacrificed a lamb to the gods.

آنها یک بره را به خدایان تقدیم کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید