lamuts

[ایالات متحده]/ˈlæmʊt/
[بریتانیا]/ˈlæmʌt/

ترجمه

n. نام یک مکان؛ مردم لاموت؛ زبان لاموت

عبارات و ترکیب‌ها

lamut effect

اثر لاموت

lamut style

سبک لاموت

lamut theory

نظریه لاموت

lamut design

طراحی لاموت

lamut model

مدل لاموت

lamut approach

رویکرد لاموت

lamut principle

اصل لاموت

lamut concept

مفهوم لاموت

lamut method

روش لاموت

lamut phenomenon

پدیده لاموت

جملات نمونه

he decided to lamut the project after much consideration.

او پس از بررسی‌های فراوان تصمیم گرفت پروژه را به تعویق بیاندازد.

we need to lamut our plans for the weekend.

ما باید برنامه‌های آخر هفته خود را به تعویق بیاندازیم.

she lamut her expectations to avoid disappointment.

او انتظارات خود را به تعویق انداخت تا از ناامیدی جلوگیری کند.

it’s important to lamut your goals regularly.

به طور منظم اهداف خود را به تعویق بیاندازید.

he had to lamut his spending to save for a new car.

او مجبور شد هزینه‌های خود را به تعویق بیاندازد تا برای یک ماشین جدید پس انداز کند.

they decided to lamut their vacation plans due to the weather.

آنها تصمیم گرفتند به دلیل شرایط آب و هوایی برنامه‌های تعطیلات خود را به تعویق بیاندازند.

she lamut her schedule to fit in more study time.

او برنامه خود را به تعویق انداخت تا زمان بیشتری را به مطالعه اختصاص دهد.

we will lamut the meeting to a later date.

ما جلسه را به زمان دیگری به تعویق خواهیم انداخت.

he lamut his diet to improve his health.

او رژیم غذایی خود را به تعویق انداخت تا سلامتی خود را بهبود بخشد.

they had to lamut their expectations for the event.

آنها مجبور شدند انتظارات خود را برای رویداد به تعویق بیاندازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید