landholders

[ایالات متحده]/'lændhəʊldə/
[بریتانیا]/ˈlændˌholdɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صاحبخانه، مالک زمین

جملات نمونه

The landholder decided to sell a portion of his property.

مالک زمین تصمیم گرفت بخشی از ملک خود را بفروشد.

The landholder owns acres of farmland in the countryside.

مالک زمین هکتار زمین کشاورزی در حومه شهر دارد.

The landholder is responsible for maintaining the estate.

مالک زمین مسئول حفظ و نگهداری املاک است.

The landholder leased the land to a tenant for farming.

مالک زمین زمین را به اجاره به یک مستاجر برای کشاورزی داد.

The landholder inherited the property from his ancestors.

مالک زمین این ملک را از نیاکان خود به ارث برد.

The landholder is involved in negotiations with developers.

مالک زمین در مذاکره با سازندگان درگیر است.

The landholder is considering expanding his land holdings.

مالک زمین در حال بررسی گسترش دارایی های خود است.

The landholder is meeting with other landowners to discuss common issues.

مالک زمین در حال ملاقات با سایر مالکان زمین برای بحث در مورد مسائل مشترک است.

The landholder is seeking legal advice regarding property rights.

مالک زمین در حال دریافت مشاوره حقوقی در مورد حقوق مالکیت است.

The landholder is exploring options for sustainable land management.

مالک زمین در حال بررسی گزینه های مدیریت پایدار زمین است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید