landplane

[ایالات متحده]/ˈlændpleɪn/
[بریتانیا]/ˈlændpleɪn/

ترجمه

n. نوعی از هواپیما که برای فرود بر زمین طراحی شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

landplane design

طراحی هواپیمای سطحی

landplane operation

نحوه عملکرد هواپیمای سطحی

landplane model

مدل هواپیمای سطحی

landplane technology

فناوری هواپیمای سطحی

landplane performance

عملکرد هواپیمای سطحی

landplane systems

سیستم‌های هواپیمای سطحی

landplane features

ویژگی‌های هواپیمای سطحی

landplane safety

ایمنی هواپیمای سطحی

landplane maintenance

نگهداری هواپیمای سطحی

landplane capabilities

قابلیت‌های هواپیمای سطحی

جملات نمونه

the landplane flew over the mountains.

هواپیما بر فراز کوه‌ها پرواز کرد.

we need to inspect the landplane before takeoff.

ما باید هواپیما را قبل از برخاستن بررسی کنیم.

the landplane can travel on both land and water.

هواپیما می‌تواند هم در خشکی و هم در آب سفر کند.

he is training to become a landplane pilot.

او در حال آموزش برای خلبانی هواپیما است.

landplanes are becoming more popular for short trips.

هواپیماها برای سفرهای کوتاه محبوبیت بیشتری پیدا می‌کنند.

the design of the landplane is very innovative.

طراحی هواپیما بسیار نوآورانه است.

she took a ride in a new landplane model.

او با یک مدل جدید هواپیما سفر کرد.

landplanes require special maintenance.

هواپیماها نیاز به نگهداری ویژه دارند.

we watched a demonstration of the landplane's capabilities.

ما یک نمایش از قابلیت‌های هواپیما تماشا کردیم.

they are developing a landplane for rescue missions.

آنها در حال توسعه یک هواپیما برای مأموریت‌های امداد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید