landslips

[ایالات متحده]/ˈlændslɪps/
[بریتانیا]/ˈlændslɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکات توده‌ای سنگ یا خاک

عبارات و ترکیب‌ها

landslips occur

وقوع رانش زمین

landslips reported

گزارش رانش زمین

landslips risk

خطر رانش زمین

landslips prevention

جلوگیری از رانش زمین

landslips monitoring

نظارت بر رانش زمین

landslips damage

آسیب ناشی از رانش زمین

landslips analysis

تجزیه و تحلیل رانش زمین

landslips warning

هشدار رانش زمین

landslips investigation

بررسی رانش زمین

landslips effects

اثرات رانش زمین

جملات نمونه

heavy rains can trigger landslips in mountainous areas.

باران‌های شدید می‌توانند باعث رانش زمین در مناطق کوهستانی شوند.

residents were evacuated due to the risk of landslips.

به دلیل خطر رانش زمین، ساکنان تخلیه شدند.

engineers are studying the landslips to improve safety measures.

مهندسان در حال بررسی رانش زمین برای بهبود اقدامات ایمنی هستند.

after the landslips, the road was blocked for several days.

پس از رانش زمین، جاده به مدت چند روز مسدود شد.

geologists monitor areas prone to landslips.

زمین‌شناسان مناطق مستعد رانش زمین را رصد می‌کنند.

preventive measures can reduce the occurrence of landslips.

اقدامات پیشگیرانه می‌توانند از بروز رانش زمین جلوگیری کنند.

local authorities issued warnings about potential landslips.

مقامات محلی در مورد خطر رانش زمین هشدار دادند.

they are assessing the damage caused by the recent landslips.

آنها در حال ارزیابی خسارات ناشی از رانش زمین اخیر هستند.

landslips can occur without any prior warning.

رانش زمین می‌تواند بدون هیچ هشداری قبلی رخ دهد.

residents learned to recognize the signs of impending landslips.

ساکنان یاد گرفتند علائم رانش زمین قریب الوقوع را تشخیص دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید