rockfall

[ایالات متحده]/'rɒkfɔːl/
[بریتانیا]/'rɑkfɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنگ‌های در حال سقوط

جملات نمونه

The hikers were warned about the potential rockfall in the area.

به کوهنوردان در مورد خطر ریزش سنگ در منطقه هشدار داده شد.

Rockfall is a common hazard in mountainous regions.

ریزش سنگ یک خطر رایج در مناطق کوهستانی است.

Heavy rain can trigger rockfalls on unstable slopes.

باران شدید می‌تواند باعث ریزش سنگ در склоن‌های ناپایدار شود.

The road was closed due to a massive rockfall blocking the way.

به دلیل ریزش سنگ بزرگ که راه را مسدود کرده بود، جاده بسته شد.

Rockfall protection measures include installing barriers and nets.

اقدامات حفاظتی در برابر ریزش سنگ شامل نصب موانع و توری‌ها است.

The geologists surveyed the area to assess the risk of rockfall.

زمین‌شناسان منطقه را برای ارزیابی خطر ریزش سنگ بررسی کردند.

Residents were evacuated from the village after a rockfall destroyed several houses.

پس از ریزش سنگ که چندین خانه را تخریب کرد، ساکنان از روستا تخلیه شدند.

Rockfall can be triggered by seismic activity or erosion.

ریزش سنگ می‌تواند توسط فعالیت‌های لرزه‌ای یا فرسایش ایجاد شود.

The road crew worked tirelessly to clear the debris from the rockfall.

گروه جاده‌سازی بی‌وقفه برای پاکسازی آوار از ریزش سنگ تلاش کردند.

Proper signage is essential to warn travelers of potential rockfalls.

علائم مناسب برای هشدار به مسافران در مورد خطر ریزش سنگ ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید