lanseh

[ایالات متحده]/ˈlæn.sɛh/
[بریتانیا]/ˈlæn.sɛh/

ترجمه

n. میوه‌ای گرمسیری به نام "لانس"
Word Forms
جمعlansehs

عبارات و ترکیب‌ها

lanseh light

نور لانسه

lanseh sky

آسمان لانسه

lanseh ocean

اقیانوس لانسه

lanseh dress

لباس لانسه

lanseh paint

رنگ لانسه

lanseh car

ماشین لانسه

lanseh flower

گل لانسه

lanseh eyes

چشم‌های لانسه

lanseh wall

دیوار لانسه

lanseh shirt

پیراهن لانسه

جملات نمونه

she wore a beautiful lanseh dress to the party.

او یک لباس لانسه زیبا به مهمانی پوشید.

the sky turned lanseh as the sun set.

همانطور که خورشید غروب می کرد، آسمان به رنگ لانسه در آمد.

he painted the walls lanseh to brighten up the room.

او دیوارها را به رنگ لانسه نقاشی کرد تا اتاق را روشن کند.

the ocean was a deep lanseh color.

اقیانوس رنگی عمیق لانسه داشت.

she loves lanseh flowers in her garden.

او عاشق گل های لانسه در باغ خود است.

the team wore lanseh jerseys during the match.

تیم در طول مسابقه پیراهن های لانسه پوشید.

he prefers lanseh over any other color.

او ترجیح می دهد لانسه را نسبت به هر رنگ دیگری.

they painted the fence lanseh last weekend.

آنها آخر هفته گذشته نرده ها را به رنگ لانسه نقاشی کردند.

the artist used lanseh to create a calming effect.

هنرمند از لانسه برای ایجاد یک اثر آرامش بخش استفاده کرد.

her eyes sparkled like a lanseh gemstone.

چشمانش مانند یک سنگ قیمتی لانسه می درخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید