lanternist

[ایالات متحده]/ˈlæn.tə.nɪst/
[بریتانیا]/ˈlæn.tər.nɪst/

ترجمه

n. کسی که یک پروژکتور اسلاید فانوس را اداره می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

famous lanternist

طراح فانوس مشهور

skilled lanternist

طراح فانوس ماهر

traditional lanternist

طراح فانوس سنتی

local lanternist

طراح فانوس محلی

professional lanternist

طراح فانوس حرفه‌ای

renowned lanternist

طراح فانوس مشهور

expert lanternist

طراح فانوس متخصص

creative lanternist

طراح فانوس خلاق

seasoned lanternist

طراح فانوس با تجربه

جملات نمونه

the lanternist performed beautifully at the festival.

نورافشان در جشنواره به زیبایی اجرا کرد.

many people admire the skills of a lanternist.

بسیاری از مردم به مهارت های یک نورافشان احترام می گذارند.

the lanternist created stunning designs for the event.

نورافشان طرح های خیره کننده ای برای این رویداد ایجاد کرد.

children were fascinated by the lanternist's tricks.

کودکان از شعبده های نورافشان شگفت زده شدند.

the lanternist showcased traditional techniques.

نورافشان تکنیک های سنتی را به نمایش گذاشت.

as a lanternist, he travels to various cities.

به عنوان یک نورافشان، او به شهرهای مختلف سفر می کند.

the lanternist's performance captivated the audience.

اجرای نورافشان مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she aspires to become a skilled lanternist.

او امیدوار است یک نورافشان ماهر شود.

they invited a famous lanternist for the celebration.

آنها یک نورافشان مشهور را برای جشن دعوت کردند.

the lanternist taught workshops for aspiring artists.

نورافشان کارگاه هایی را برای هنرمندان مشتاق آموزش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید