maker

[ایالات متحده]/'meɪkə/
[بریتانیا]/'mekɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خالق; کسی که تولید می‌کند; صادرکننده‌ی یادداشت promissory

عبارات و ترکیب‌ها

innovative maker

خالق نوآور

skilled maker

خالق ماهر

artisan maker

خالق هنرمند

local maker

خالق محلی

decision maker

تصمیم‌گیرنده

coffee maker

دستگاه قهوه ساز

film maker

فیلمساز

market maker

سازنده بازار

policy maker

قانون‌گذار

ice maker

تهیه‌کننده یخ

trouble maker

ایجادکننده دردسر

bread maker

دستگاه تهیه نان

tool maker

تهیه‌کننده ابزار

pattern maker

طراح الگو

money maker

پول‌ساز

جملات نمونه

the makers and executors of policy.

سازندگان و مجری‌های سیاست.

an instrument made by a woman guitar maker in Canada

ابزاری که توسط یک سازنده گیتار زن در کانادا ساخته شده است.

A cabinet maker must be a master craftsman.

یک سازنده کابینت باید یک صنعتگر ماهر باشد.

The makers have recalled a lot of unsafe cars.

تولیدکنندگان تعداد زیادی خودروی ناامن را فراخوان کرده اند.

My son is an apprentice in a furniture maker's workshop.

پسرم در کارگاه یک سازنده مبلمان شاگرد است.

The makers are about to launch out a new product.

سازندگان در حال عرضه یک محصول جدید هستند.

film-makers are tired of the skin-deep school of cinema.

فیلمسازان از مدرسه سطحی سینما خسته شده اند.

the film-makers' proficiency is overpowered by their tendency to sugar-coat the material.

مهارت فیلمسازان تحت تأثیر تمایل آنها به شیرین کردن مطالب قرار می گیرد.

The first entry maker of the allonge shall sign on the abutting edge.

اولین سازنده ورودی در قسمت الحقه باید در لبه مجاور امضا کند.

Dauber: Do you earn a living as a film-maker?

نقاش: آیا از طریق فیلم‌سازی امرار معاش می‌کنید؟

Some makers in of energy drinks do prewire warningprovide warnings.

برخی از سازندگان نوشیدنی های انرژی زا هشدارهای پیش فرض را ارائه می دهند.

Our company is ahead of other makers of spare parts for the airplane.

شرکت ما از سایر سازندگان قطعات یدکی هواپیما جلوتر است.

It has been said that art is a tryst, for in the joy of it maker and beholder meet.

گفته شده است که هنر یک قرار ملاقات است، زیرا در شادی سازنده و تماشاچی با هم ملاقات می‌کنند.

The car was out of control. There was nothing I could do except prepare to meet my maker!

ماشین از کنترل خارج شد. هیچ کاری جز آماده شدن برای دیدار با سازنده ام انجام ندادم!

As makers of quality software, they’ve shown the rest of the industry a clean pair of heels.

به عنوان سازندگان نرم افزار با کیفیت، آنها به بقیه صنعت یک جفت کفش تمیز نشان داده اند.

Ren Jie, video maker and bandsman, lives in Beijing.

رن جی، تهیه‌کننده ویدیو و نوازنده، در پکن زندگی می‌کند.

Chen Lei , video maker and bandsman, lives in Wuhan.

چن لئی، تهیه‌کننده ویدیو و نوازنده، در ووهان زندگی می‌کند.

This situation is analogous to the oversensitive mouse problem, and the solution is to copy switch makers and debounce the mouse.

این وضعیت مشابه مشکل ماوس بیش از حد حساس است و راه حل کپی کردن سازندگان سوئیچ و حذف debounce ماوس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید