larding

[ایالات متحده]/ˈlɑːdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlɑrdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند افزودن چربی به گوشت

عبارات و ترکیب‌ها

larding meat

چربی‌دهی گوشت

larding technique

تکنیک چربی‌دهی

larding fat

چربی چربی‌دهی

larding method

روش چربی‌دهی

larding bacon

بیکن چربی‌دهی

larding process

فرآیند چربی‌دهی

larding butter

کره چربی‌دهی

larding vegetables

سبزیجات چربی‌دهی

larding game

گوشت وحشی چربی‌دهی

larding poultry

مرغ و طیور چربی‌دهی

جملات نمونه

she enjoys larding her dishes with rich flavors.

او از افزودن طعم‌های غنی به غذاهایش لذت می‌برد.

he is larding the meat to make it more tender.

او در حال افزودن چربی به گوشت است تا آن را نرم‌تر کند.

the chef recommends larding the duck for a juicier result.

سرآشپز توصیه می‌کند برای داشتن نتیجه آبدارتر اردک را با چربی بپزید.

they were larding the bread with butter before serving.

آنها قبل از سرویس، نان را با کره پر می‌کردند.

larding can enhance the flavor of lean cuts of meat.

افزودن چربی می‌تواند طعم برش‌های کم‌چرب گوشت را افزایش دهد.

she loves larding her pasta with fresh herbs.

او عاشق افزودن گیاهان تازه به پاستای خود است.

he is larding the turkey to ensure it stays moist.

او در حال افزودن چربی به گوشت بوقلمون است تا مرطوب بماند.

for the holiday, she is larding the ham with spices.

برای تعطیلات، او گوشت خوک را با ادویه‌ها پر می‌کند.

the recipe calls for larding the fish before grilling.

دستور العمل نیاز دارد که ماهی را قبل از گریل کردن با چربی بپزید.

he carefully larded the steak to improve its taste.

او با دقت استیک را با چربی پخت تا طعم آن را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید