larding meat
چربیدهی گوشت
larding technique
تکنیک چربیدهی
larding fat
چربی چربیدهی
larding method
روش چربیدهی
larding bacon
بیکن چربیدهی
larding process
فرآیند چربیدهی
larding butter
کره چربیدهی
larding vegetables
سبزیجات چربیدهی
larding game
گوشت وحشی چربیدهی
larding poultry
مرغ و طیور چربیدهی
she enjoys larding her dishes with rich flavors.
او از افزودن طعمهای غنی به غذاهایش لذت میبرد.
he is larding the meat to make it more tender.
او در حال افزودن چربی به گوشت است تا آن را نرمتر کند.
the chef recommends larding the duck for a juicier result.
سرآشپز توصیه میکند برای داشتن نتیجه آبدارتر اردک را با چربی بپزید.
they were larding the bread with butter before serving.
آنها قبل از سرویس، نان را با کره پر میکردند.
larding can enhance the flavor of lean cuts of meat.
افزودن چربی میتواند طعم برشهای کمچرب گوشت را افزایش دهد.
she loves larding her pasta with fresh herbs.
او عاشق افزودن گیاهان تازه به پاستای خود است.
he is larding the turkey to ensure it stays moist.
او در حال افزودن چربی به گوشت بوقلمون است تا مرطوب بماند.
for the holiday, she is larding the ham with spices.
برای تعطیلات، او گوشت خوک را با ادویهها پر میکند.
the recipe calls for larding the fish before grilling.
دستور العمل نیاز دارد که ماهی را قبل از گریل کردن با چربی بپزید.
he carefully larded the steak to improve its taste.
او با دقت استیک را با چربی پخت تا طعم آن را بهبود بخشد.
larding meat
چربیدهی گوشت
larding technique
تکنیک چربیدهی
larding fat
چربی چربیدهی
larding method
روش چربیدهی
larding bacon
بیکن چربیدهی
larding process
فرآیند چربیدهی
larding butter
کره چربیدهی
larding vegetables
سبزیجات چربیدهی
larding game
گوشت وحشی چربیدهی
larding poultry
مرغ و طیور چربیدهی
she enjoys larding her dishes with rich flavors.
او از افزودن طعمهای غنی به غذاهایش لذت میبرد.
he is larding the meat to make it more tender.
او در حال افزودن چربی به گوشت است تا آن را نرمتر کند.
the chef recommends larding the duck for a juicier result.
سرآشپز توصیه میکند برای داشتن نتیجه آبدارتر اردک را با چربی بپزید.
they were larding the bread with butter before serving.
آنها قبل از سرویس، نان را با کره پر میکردند.
larding can enhance the flavor of lean cuts of meat.
افزودن چربی میتواند طعم برشهای کمچرب گوشت را افزایش دهد.
she loves larding her pasta with fresh herbs.
او عاشق افزودن گیاهان تازه به پاستای خود است.
he is larding the turkey to ensure it stays moist.
او در حال افزودن چربی به گوشت بوقلمون است تا مرطوب بماند.
for the holiday, she is larding the ham with spices.
برای تعطیلات، او گوشت خوک را با ادویهها پر میکند.
the recipe calls for larding the fish before grilling.
دستور العمل نیاز دارد که ماهی را قبل از گریل کردن با چربی بپزید.
he carefully larded the steak to improve its taste.
او با دقت استیک را با چربی پخت تا طعم آن را بهبود بخشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید