lasagnas

[ایالات متحده]/ləˈzɑːnjə/
[بریتانیا]/ləˈzɑːnə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پاستا که در نوارهای عریض تهیه می‌شود و معمولاً با گوشت و سس گوجه‌فرنگی پخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

delicious lasagna

لاسagna خوشمزه

vegetarian lasagna

لاسagna گیاهی

lasagna recipe

دستور تهیه لازانیا

lasagna noodles

نان لازانیا

meat lasagna

لاسagna گوشتی

lasagna dish

غذای لازانیا

lasagna sauce

سس لازانیا

lasagna layers

لایه‌های لازانیا

baked lasagna

لاسانیای پخته شده

classic lasagna

لاسانیای کلاسیک

جملات نمونه

i love making lasagna on weekends.

من عاشق درست کردن لازانیا آخر هفته ها هستم.

lasagna is my favorite comfort food.

لازانیا غذای راحت مورد علاقه من است.

she served a delicious lasagna at the party.

او لازانیا خوشمزه ای در مهمانی سرو کرد.

we enjoyed a hearty lasagna for dinner.

ما از یک لازانیا مقوی برای شام لذت بردیم.

he learned how to make lasagna from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه لازانیا را از مادربزرگش درست کند.

lasagna can be made with various fillings.

لازانیا را می توان با مواد مختلف درست کرد.

she added extra cheese to her lasagna.

او پنیر اضافی به لازانیای خود اضافه کرد.

lasagna is perfect for family gatherings.

لازانیا برای دورهمی های خانوادگی عالی است.

they paired the lasagna with a side salad.

آنها لازانیا را با یک سالاد کنار هم سرو کردند.

leftover lasagna tastes even better the next day.

لازانیا باقی مانده روز بعد حتی خوشمزه‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید