lasest

[ایالات متحده]/leɪz/
[بریتانیا]/leɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. لیزر نور ساطع کردن؛ با لیزر تابش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

laser focus

تمرکز لیزری

laser beam

پرش نور لیزر

laser cutting

برش لیزری

laser treatment

درمان با لیزر

laser pointer

اشاره لیزر

laser printer

پرینتر لیزری

laser surgery

جراحی لیزر

laser tag

بازی لیزر

laser range

محدوده لیزر

laser therapy

درمان لیزر

جملات نمونه

we can use a laser to cut through metal.

ما می‌توانیم از لیزر برای برش فلز استفاده کنیم.

the doctor used a laser to perform the eye surgery.

دکتر از لیزر برای انجام جراحی چشم استفاده کرد.

lasers are essential in modern manufacturing processes.

لیزرها در فرآیندهای تولید مدرن ضروری هستند.

she received a laser treatment for her skin.

او برای پوست خود تحت درمان لیزر قرار گرفت.

they installed a laser system in the laboratory.

آنها یک سیستم لیزر در آزمایشگاه نصب کردند.

the laser beam is very focused and precise.

بار لیزر بسیار متمرکز و دقیق است.

he learned how to operate the laser cutter.

او یاد گرفت که چگونه دستگاه برش لیزر را کار کند.

laser technology is revolutionizing communication.

فناوری لیزر ارتباطات را متحول می‌کند.

she pointed the laser pointer at the presentation screen.

او نشانگر لیزر را به سمت صفحه نمایش ارائه کرد.

the researchers are studying the effects of laser light.

محققان در حال مطالعه بر روی اثرات نور لیزر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید