latecomer

[ایالات متحده]/'leɪtkʌmə/
[بریتانیا]/'letkʌmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که پس از زمان مورد انتظار یا معمولی می‌رسد.
Word Forms

جملات نمونه

waited for the latecomers to be seated.

منتظر شدند تا افراد دیررس به جای خود بنشینند.

a company that was a latecomer to the video-game market.

شرکتی که دیررس به بازار بازی‌های ویدیویی وارد شد.

The latecomers surpass the early starters.

افراد دیررس از پیشروان اولیه پیشی می‌گیرند.

latecomers were not admitted before the interval.

تاخیری‌ها قبل از اینتروال پذیرفته نشدند.

The article defines the conception of disruptive innovation, latecomer firms and leap-development; the modes of leap-development of latecomer firms.

این مقاله مفهوم نوآوری مخرب، شرکت‌های تازه‌وارد و توسعه جهشی را تعریف می‌کند؛ شیوه‌های توسعه جهشی شرکت‌های تازه‌وارد.

Grace Latecomer -If you are neither here nor there,you must be nowhere.

گرس لیترکمر - اگر نه اینجایید و نه آنجا، باید هیچ جا نباشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید