lathi

[ایالات متحده]/ˈlɑːti/
[بریتانیا]/ˈlɑːθi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (عصای سنگین که توسط پلیس هندی استفاده می‌شود); باتون; چوب آهنی سنگین
Word Forms
جمعlathis

عبارات و ترکیب‌ها

lathi charge

حمله با چوب

lathi wielding

استفاده از چوب

lathi law

قانون چوب

lathi attack

حمله با چوب

lathi fight

مبارزه با چوب

lathi patrol

گشت زنی با چوب

lathi training

آموزش با چوب

lathi enforcement

اجرای قانون چوب

lathi control

کنترل چوب

lathi response

واکنش با چوب

جملات نمونه

the police used a lathi to control the crowd.

پلیس از لاتی برای کنترل جمعیت استفاده کرد.

he trained with a lathi for self-defense.

او برای دفاع از خود با لاتی تمرین کرد.

during the festival, they carried lathis for protection.

در طول جشنواره، آنها برای محافظت چوبای (لاتی) حمل می کردند.

the lathi is a common tool in traditional martial arts.

لاتی یک ابزار رایج در هنرهای رزمی سنتی است.

in some cultures, a lathi symbolizes authority.

در برخی فرهنگ‌ها، لاتی نمادی از اقتدار است.

he demonstrated his skills with a lathi during the performance.

او مهارت های خود را با لاتی در طول اجرا نشان داد.

the lathi is often used in rural policing.

لاتی اغلب در پلیس‌ریزی روستایی استفاده می‌شود.

learning to wield a lathi can be empowering.

یادگیری استفاده از لاتی می تواند توانمند کننده باشد.

they practiced lathi fighting in the dojo.

آنها کشتی با لاتی را در دوجو تمرین کردند.

the lathi is an essential part of their training.

لاتی بخش ضروری از آموزش آنها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید