latten

[ایالات متحده]/ˈlætən/
[بریتانیا]/ˈlætən/

ترجمه

n. ورق نازک برنج یا صفحه قلع؛ ورق فلزی نازک، که اغلب برنجی یا قلع‌کاری شده است
Word Forms
جمعlattens

عبارات و ترکیب‌ها

latten beam

میله برنجی

latten fence

نرده برنجی

latten frame

قاب برنجی

latten strip

نوار برنجی

latten board

صفحه برنجی

latten support

نگهدارنده برنجی

latten roof

سقف برنجی

latten shelf

قفسه برنجی

latten panel

پنل برنجی

latten structure

ساختار برنجی

جملات نمونه

he decided to latten the fence for better security.

او تصمیم گرفت نرده را برای افزایش امنیت صاف کند.

the carpenter used latten to create a sturdy frame.

نجار از لَت برای ساختن یک قاب محکم استفاده کرد.

they chose to latten the roof to prevent leaks.

آنها تصمیم گرفتند سقف را برای جلوگیری از نشت صاف کنند.

we need to latten the shelves to hold more weight.

ما باید قفسه‌ها را برای تحمل وزن بیشتر صاف کنیم.

the artist decided to latten the canvas for better support.

هنرمند تصمیم گرفت بوم را برای پشتیبانی بهتر صاف کند.

it's important to latten the structure before painting.

قبل از نقاشی، صاف کردن سازه مهم است.

she wants to latten the garden fence for privacy.

او می‌خواهد نرده‌های باغ را برای حفظ حریم خصوصی صاف کند.

they will latten the door for added security.

آنها درب را برای افزایش امنیت صاف خواهند کرد.

he used latten to reinforce the old furniture.

او از لَت برای تقویت مبلمان قدیمی استفاده کرد.

latten can be used to strengthen weak areas.

می‌توان از لَت برای تقویت نقاط ضعف استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید