lavabo

[ایالات متحده]/ləˈveɪbəʊ/
[بریتانیا]/ləˈveɪboʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حوضی برای شستن دست‌ها؛ شستشوی آیینی در زمینه مذهبی؛ حوله یا حوضی که برای شستشوی آیینی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعlavaboes

عبارات و ترکیب‌ها

bathroom lavabo

شیرآلات حمام

kitchen lavabo

شیرآلات آشپزخانه

lavabo faucet

شیر روشویی

lavabo drain

دربِ آبِ روشویی

wall-mounted lavabo

روشویی دیواری

ceramic lavabo

روشویی سرامیکی

lavabo installation

نصب روشویی

lavabo design

طراحی روشویی

small lavabo

روشویی کوچک

modern lavabo

روشویی مدرن

جملات نمونه

she washed her hands in the lavabo.

او دست‌های خود را در لوله شست.

the lavabo in the bathroom is very modern.

لوله در حمام بسیار مدرن است.

make sure to clean the lavabo regularly.

مطمئن شوید که لوله را به طور منظم تمیز کنید.

he installed a new lavabo in the guest bathroom.

او یک لوله جدید در حمام مهمان نصب کرد.

there is a beautiful lavabo in the hotel suite.

یک لوله زیبا در سوئیت هتل وجود دارد.

the lavabo was designed for easy maintenance.

لوله برای نگهداری آسان طراحی شده است.

she prefers a round lavabo over a square one.

او ترجیح می دهد یک لوله گرد را به یک لوله مربعی ترجیح دهد.

he always keeps a towel near the lavabo.

او همیشه یک حوله در نزدیکی لوله نگه می دارد.

the lavabo was clogged and needed fixing.

لوله مسدود شده بود و نیاز به تعمیر داشت.

they chose a stylish lavabo for their new home.

آنها یک لوله شیک برای خانه جدید خود انتخاب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید