washbasin

[ایالات متحده]/'wɒʃbeɪs(ə)n/
[بریتانیا]/ˈwɑʃˌbesən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حوضی که برای شستشو استفاده می‌شود، معمولاً در حمام یا آشپزخانه یافت می‌شود؛ سینک برای شستن صورت یا دست‌ها.
Word Forms

جملات نمونه

There is a ring of scum in the washbasin.

لایه ای از کثیفی در حوضچه وجود دارد.

each bedroom has a washbasin with hot and cold water.

هر اتاق خواب دارای یک روشویی با آب گرم و سرد است.

I washed my hands in the washbasin.

من دست‌هایم را در روشویی شستم.

The washbasin is clogged and needs to be unclogged.

روشویی مسدود شده و نیاز به باز شدن دارد.

She filled the washbasin with warm water.

او روشویی را با آب گرم پر کرد.

The new bathroom comes with a modern washbasin.

حمام جدید دارای یک روشویی مدرن است.

He accidentally broke the washbasin while moving it.

او به طور تصادفی روشویی را در حین جابجایی شکست.

The washbasin is made of high-quality ceramic material.

روشویی از مواد سرامیکی با کیفیت بالا ساخته شده است.

The plumber fixed the leaky faucet on the washbasin.

لوله کش شیر آب چکه کننده روی روشویی را تعمیر کرد.

The washbasin in the hotel room is sparkling clean.

روشویی در اتاق هتل بسیار تمیز است.

She placed a fresh bouquet of flowers next to the washbasin.

او یک دسته گل تازه در کنار روشویی قرار داد.

The children splashed water all over the washbasin area.

کودکان آب را در همه جا در اطراف روشویی پاشیدند.

نمونه‌های واقعی

Ove stands there gripping the washbasin.

اووه آنجا ایستاده و دستشویی را در دست دارد.

منبع: A man named Ove decides to die.

Whenever I go to the toilets, there's a new member of staff in there loitering by the washbasins.

هر زمان که به دستشویی می‌روم، یک عضو جدید از کارکنان آنجا در حال پرسه زدن کنار روشویی‌ها است.

منبع: The Economist (Summary)

He unscrews the lid and distributes the pills along the edge of the washbasin.

او درب را باز می‌کند و قرص‌ها را در امتداد لبه روشویی پخش می‌کند.

منبع: A man named Ove decides to die.

Algernon was perched on top of one of the washbasins, glaring at his reflection in the mirror.

الجرنون روی یکی از روشویی‌ها نشسته بود و با اخم به انعکاس خود در آینه نگاه می‌کرد.

منبع: Flowers for Algernon

They washed their hands and faces in the tin washbasin on the wagon-step.

آنها دست‌ها و صورت خود را در روشویی فلزی روی پله واگن شستند.

منبع: The little cabin on the grassland.

There is a flush toilet, a washbasin, paper towels and gritty gray soap.

یک توالت فرنگی، یک روشویی، حوله‌های کاغذی و صابون خاکستری زبر وجود دارد.

منبع: The Long Farewell (Part 1)

Dazed and bruised, but miraculously still alive, Harrison held on to an overturned washbasin to keep his head above water in the four foot square bathroom.

گیج و کوفته، اما به طرز معجزه‌وار هنوز زنده، هریسون به یک روشویی وارونه چسبید تا سر خود را بالای آب در حمام چهار فوتی نگه دارد.

منبع: World Atlas of Wonders

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید