laxation

[ایالات متحده]/læksˈeɪʃən/
[بریتانیا]/læksˈeɪʃən/

ترجمه

n. عمل استراحت یا حالت استراحت؛ یک ملین ملایم یا عمل شل کردن؛ فرآیند خروج مدفوع
Word Forms
جمعlaxations

عبارات و ترکیب‌ها

muscle laxation

شل شدگی عضلانی

laxation response

پاسخ شل شدگی

laxation technique

تکنیک شل شدگی

laxation methods

روش‌های شل شدگی

deep laxation

شل شدگی عمیق

progressive laxation

شل شدگی پیشرونده

laxation therapy

درمان شل شدگی

laxation exercises

تمرینات شل شدگی

laxation techniques

تکنیک‌های شل شدگی

laxation state

وضعیت شل شدگی

جملات نمونه

relaxation is essential for a healthy lifestyle.

استراحت برای داشتن یک سبک زندگی سالم ضروری است.

she practices yoga for relaxation.

او برای آرامش یوگا انجام می‌دهد.

listening to music can promote relaxation.

گوش دادن به موسیقی می‌تواند به ترویج آرامش کمک کند.

he took a vacation for some much-needed relaxation.

او برای کمی استراحت مورد نیاز، تعطیلات گرفت.

deep breathing exercises help with relaxation.

تمرینات تنفس عمیق به آرامش کمک می کنند.

reading a book can be a great form of relaxation.

خواندن کتاب می‌تواند یک راه عالی برای آرامش باشد.

they scheduled a spa day for relaxation.

آنها یک روز در اسپا برای آرامش برنامه ریزی کردند.

she enjoys meditation as a way to achieve relaxation.

او از مدیتیشن به عنوان راهی برای رسیدن به آرامش لذت می برد.

a warm bath is perfect for relaxation after a long day.

حمام گرم برای آرامش بعد از یک روز طولانی عالی است.

outdoor activities can provide a sense of relaxation.

فعالیت های فضای باز می توانند احساس آرامش را فراهم کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید