give a lecture
ارائه سخنرانی
attend a lecture
شرکت در سخنرانی
lecture hall
سالن سخنرانی
lecture topic
موضوع سخنرانی
lecture on
سخنرانی درباره
lecture note
یادداشت سخنرانی
public lecture
سخنرانی عمومی
lecture room
اتاق سخنرانی
lecture theatre
تئاتر سخنرانی
Attendance at the lecture is optional.
حضور در سخنرانی اختیاری است.
overcharge a lecture with facts
اضافه بار کردن یک سخنرانی با حقایق
salt a lecture with anecdotes.
سخنرانی را با حکایتها مزین کردن.
Don't lecture the child.
به کودک درس ندهید.
impertinent of a child to lecture a grownup.
اظهار نظر بیادبانه از طرف یک کودک برای نصیحت یک فرد بزرگسال.
the usual lecture on table manners.
سخنرانی معمول در مورد آداب غذا خوردن.
an exhaustive lecture on a certain subject
یک سخنرانی جامع در مورد یک موضوع خاص
a lecture to the Darwin Society
سخنرانی برای جامعه داروین
Professor Pearson gave the inaugural lecture in the new lecture theatre.
پروفسور پیرسون سخنرانی آغازین را در تئاتر سخنرانی جدید ارائه داد.
lectured in a familiar style.
به سبک آشنا سخنرانی شد.
He gave the child a lecture on the importance of punctuality.
او به کودک درباره اهمیت به موقع بودن سخنرانی کرد.
the book is an expansion of a lecture given last year.
کتاب گسترشی از سخنرانی سال گذشته است.
I had a lecture from the guv'nor.
من از طرف رئیس یک سخنرانی شنیدم.
the lecture theatre is in New Burlington Place.
سالن سخنرانی در خیابان نیو برلینگتون واقع شده است.
the text of the lecture was available to guests on the night.
متن سخنرانی در شب برای مهمانان در دسترس بود.
a lecture that occupied three hours.
سخنرانی که سه ساعت طول کشید.
seasoned the lecture with jokes.
سخنرانی را با شوخیها مزین کرد.
a lecture that brought home several important points.
سخنرانی که نکات مهمی را روشن کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید