lectureship

[ایالات متحده]/ˈlektʃəʃip/
[بریتانیا]/'lɛktʃɚ'ʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موقعیت یک مدرس
Word Forms

جملات نمونه

a three-year lectureship in English Literature.

یک دوره سخنرانی سه ساله در ادبیات انگلیسی

He was offered a lectureship at the prestigious university.

به او یک دوره سخنرانی در دانشگاه معتبر پیشنهاد شد.

She accepted the lectureship in the Department of Biology.

او دوره سخنرانی را در بخش زیست شناسی پذیرفت.

The lectureship requires a strong background in the subject matter.

این دوره سخنرانی نیازمند پیشینه قوی در موضوع مورد نظر است.

He pursued a lectureship to share his knowledge with students.

او برای به اشتراک گذاشتن دانش خود با دانشجویان، به دنبال یک دوره سخنرانی بود.

The lectureship involves teaching, research, and administrative duties.

این دوره سخنرانی شامل آموزش، تحقیق و وظایف اداری است.

She was promoted to a senior lectureship after years of dedication.

پس از سال‌ها تلاش، او به یک دوره سخنرانی ارشد ارتقا یافت.

The lectureship offers opportunities for professional development.

این دوره سخنرانی فرصت‌هایی برای توسعه حرفه‌ای ارائه می‌دهد.

He applied for a lectureship position at multiple universities.

او برای یک موقعیت سخنرانی در چندین دانشگاه درخواست داد.

The lectureship provides a platform to engage with students and colleagues.

این دوره سخنرانی بستری برای تعامل با دانشجویان و همکاران فراهم می‌کند.

She was awarded a lectureship for her outstanding contributions to the field.

او برای مشارکت‌های برجسته‌اش در این زمینه، جایزه دوره سخنرانی را دریافت کرد.

نمونه‌های واقعی

In 1968 she received her Ph.D. and accepted a lectureship in English at the University of Warwick in Coventry.

در سال 1968، او مدرک دکتری خود را دریافت کرد و یک سمت استادی در رشته انگلیسی را در دانشگاه وارویک در کوونتری پذیرفت.

منبع: Walking into Cambridge University

" Then you and he regard the Lanfear lectureship as having been founded to perpetuate a dogma, not to try and get at the truth" ?

آیا شما و او به این نتیجه رسیده‌اید که کرسی سخنرانی لانفیار برای تداوم یک مذهب تأسیس شده است، نه برای تلاش برای رسیدن به حقیقت؟

منبع: Humans and Ghosts (Part 1)

" Well, not precisely: I think what he really feels is that, if your convictions didn't permit you to continue his father's teaching, you might perhaps have done better to sever your connection with the Lanfear lectureship" .

نه، دقیقاً نه: فکر می‌کنم آنچه او واقعاً احساس می‌کند این است که، اگر باورهای شما اجازه نمی‌دادید به آموزش پدرش ادامه دهید، شاید بهتر بود ارتباط خود را با کرسی سخنرانی لانفیار قطع کنید.

منبع: Humans and Ghosts (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید