ledgemen

[ایالات متحده]/ˈlɛdʒ.mən/
[بریتانیا]/ˈlɛdʒ.mən/

ترجمه

n. کارگری که با آوار یا سنگ سر و کار دارد

عبارات و ترکیب‌ها

ledgeman skills

مهارت‌های لدفمن

ledgeman duties

وظایف لدفمن

ledgeman training

آموزش لدفمن

ledgeman work

کار لدفمن

ledgeman tools

ابزارهای لدفمن

ledgeman position

موقعیت لدفمن

ledgeman experience

تجربه لدفمن

ledgeman techniques

تکنیک‌های لدفمن

ledgeman responsibilities

مسئولیت‌های لدفمن

ledgeman certification

گواهینامه لدفمن

جملات نمونه

the ledgeman skillfully navigated the rocky terrain.

رهبر مسیر، به طور ماهرانه از زمین‌های ناهموار عبور کرد.

every ledgeman must be trained in safety protocols.

هر رهبر مسیر باید در پروتکل‌های ایمنی آموزش دیده باشد.

the ledgeman carried the heavy equipment with ease.

رهبر مسیر، تجهیزات سنگین را با سهولت حمل کرد.

as a ledgeman, he was responsible for guiding the team.

به عنوان رهبر مسیر، او مسئول راهنمایی تیم بود.

the ledgeman's experience proved invaluable during the expedition.

تجربه رهبر مسیر در طول экспедиیشن بسیار ارزشمند بود.

they hired a ledgeman to assist with the climbing project.

آنها یک رهبر مسیر را برای کمک به پروژه صعود به کار گرفتند.

the ledgeman communicated effectively with the crew.

رهبر مسیر به طور موثر با خدمه ارتباط برقرار کرد.

being a ledgeman requires strong leadership skills.

رهبر مسیر بودن نیازمند مهارت‌های رهبری قوی است.

the ledgeman used a map to find the best route.

رهبر مسیر از نقشه برای یافتن بهترین مسیر استفاده کرد.

in tough conditions, the ledgeman remained calm and focused.

در شرایط سخت، رهبر مسیر خونسرد و متمرکز ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید