lefty

[ایالات متحده]/'leftɪ/
[بریتانیا]/'lɛfti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرد چپ‌دست؛ حامی جناح چپ سیاسی

جملات نمونه

He is a lefty and writes with his left hand.

او چپ دست است و با دست چپ خود می‌نویسد.

Many famous artists are lefties.

بسیاری از هنرمندان مشهور چپ دست هستند.

Lefties often have to adapt to a right-handed world.

چپ دست‌ها اغلب مجبورند خود را با دنیای راست دستان تطبیق دهند.

She is a lefty but plays sports with her right hand.

او چپ دست است اما ورزش را با دست راست انجام می‌دهد.

Lefties may find it challenging to use certain tools designed for right-handed people.

چپ دست‌ها ممکن است استفاده از ابزارهایی که برای افراد راست دست طراحی شده‌اند را چالش‌برانگیز بیابند.

Being a lefty can be an advantage in some sports like tennis.

چپ دست بودن می‌تواند در برخی ورزش‌ها مانند تنیس یک مزیت باشد.

Lefties often have a unique perspective on things due to their different way of processing information.

چپ دست‌ها اغلب به دلیل روش متفاوت پردازش اطلاعات، دیدگاه منحصر به فردی نسبت به مسائل دارند.

Some lefties prefer to use their left hand for tasks that require precision.

برخی از چپ دست‌ها ترجیح می‌دهند از دست چپ خود برای کارهایی که نیاز به دقت دارند استفاده کنند.

Lefties may struggle with scissors designed for right-handed individuals.

چپ دست‌ها ممکن است در استفاده از قیچی‌های طراحی شده برای افراد راست دست دچار مشکل شوند.

It is important to respect and accommodate the needs of lefties in a predominantly right-handed society.

توجه به نیازهای چپ دست‌ها در یک جامعه عمدتاً راست دست مهم است.

نمونه‌های واقعی

So, I actually do all sports lefty.

من در تمام ورزش‌ها چپ دست بازی می‌کنم.

منبع: Connection Magazine

Being a lefty doesn't seem so bad.

چپ دست بودن آنقدرها هم بد نیست.

منبع: Young Sheldon Season 4

And I'm really hoping you're a lefty.

امیدوارم شما هم چپ دست باشید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

That gone guy at schmuck, why are there so many lefties in tennis?

اون آدم گمشده در شمشک، چرا اینقدر چپ دست در تنیس وجود دارد؟

منبع: Connection Magazine

I started the water station project when all the lefties were afraid.

من پروژه ایستگاه آب را زمانی شروع کردم که همه چپ دست ها می‌ترسیدند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Why there are so many lefties?

چرا اینقدر چپ دست وجود دارد؟

منبع: Connection Magazine

This week he begged the lefties for “leg room” (which he specified at 180cm, bringing the house down).

این هفته از چپ دست‌ها خواست که فضای پا (که او آن را دقیقاً 180 سانتی‌متر مشخص کرد) برایش فراهم کنند (که باعث شد همه شوکه شوند).

منبع: The Economist (Summary)

The ink dries quickly, so it's great for smudge-prone lefties.

جوهر به سرعت خشک می شود، بنابراین برای چپ دست هایی که جوهرشان پخش می شود عالی است.

منبع: Learning charging station

Its news (despite grumbles about lefty bias) was trusted, its radio all but loved.

اخبار آن (با وجود گلایه ها در مورد جانب داری چپ) مورد اعتماد بود، رادیو آن تقریباً مورد علاقه همه بود.

منبع: The Economist (Summary)

Class consciousness isn't sort of an invention of lefties from the 1970s like yours truly.

طبقه آگاهی یک اختراع چپ‌ها از دهه 1970 مانند خود شما نیست.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید