legislatives

[ایالات متحده]/ˈlɛdʒɪslətɪvz/
[بریتانیا]/ˈlɛdʒɪslətɪvz/

ترجمه

n. شکل جمع قانونگذاری

عبارات و ترکیب‌ها

legislatives session

نشست‌های قانون‌گذاری

legislatives process

فرآیند قانون‌گذاری

legislatives body

نهاد قانون‌گذاری

legislatives proposal

پیشنهاد قانون‌گذاری

legislatives agenda

برنامه قانون‌گذاری

legislatives committee

کمیته قانون‌گذاری

legislatives debate

بحث قانون‌گذاری

legislatives framework

چارچوب قانون‌گذاری

legislatives measures

اقدامات قانون‌گذاری

legislatives authority

اختیارات قانون‌گذاری

جملات نمونه

the legislative process is crucial for democracy.

فرآیند قانونگذاری برای دموکراسی حیاتی است.

many legislative bodies are debating new laws.

نهادهای قانونگذاری متعددی در حال بحث در مورد قوانین جدید هستند.

legislative changes can impact the economy significantly.

تغییرات قانونگذاری می تواند تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد داشته باشد.

citizens can influence legislative decisions through voting.

شهروندان می توانند از طریق رای گیری بر تصمیمات قانونگذاری تأثیر بگذارند.

legislative representatives are elected every four years.

نمایندگان قانونگذاری هر چهار سال یکبار انتخاب می شوند.

legislative committees review proposed bills thoroughly.

کمیته های قانونگذاری پیش نویس قوانین پیشنهادی را به طور کامل بررسی می کنند.

public opinion can shape legislative priorities.

نظرسنجی مردم می تواند اولویت های قانونگذاری را شکل دهد.

the legislative agenda includes several key issues.

برنامه قانونگذاری شامل چندین موضوع کلیدی است.

legislative oversight is essential for accountability.

نظارت قانونگذاری برای پاسخگویی ضروری است.

some legislative measures aim to protect the environment.

برخی از اقدامات قانونگذاری با هدف محافظت از محیط زیست هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید