legislators

[ایالات متحده]/ˈlɛdʒɪsleɪtəz/
[بریتانیا]/ˈlɛdʒɪsleɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای یک بدن قانون‌گذاری

عبارات و ترکیب‌ها

legislators meeting

جلسه قانون‌گذاران

legislators debate

بحث قانون‌گذاران

legislators vote

رای قانون‌گذاران

legislators' actions

اقدامات قانون‌گذاران

legislators' roles

نقش‌های قانون‌گذاران

legislators' concerns

نگرانی‌های قانون‌گذاران

legislators' decisions

تصمیمات قانون‌گذاران

legislators' priorities

اولویت‌های قانون‌گذاران

legislators' responsibilities

مسئولیت‌های قانون‌گذاران

legislators' proposals

پیشنهادهای قانون‌گذاران

جملات نمونه

legislators must consider the needs of their constituents.

قانون‌گذاران باید به نیازهای رای‌دهندگان خود توجه کنند.

many legislators are working on new environmental policies.

بسیاری از قانون‌گذاران روی سیاست‌های زیست‌محیطی جدید کار می‌کنند.

legislators often hold public hearings to gather opinions.

قانون‌گذاران اغلب جلسات عمومی برگزار می‌کنند تا نظرات را جمع‌آوری کنند.

some legislators are pushing for healthcare reform.

برخی از قانون‌گذاران در حال پیشبرد اصلاحات بهداشتی هستند.

legislators play a crucial role in shaping laws.

قانون‌گذاران نقش مهمی در شکل‌دهی قوانین دارند.

effective legislators communicate regularly with their voters.

قانون‌گذاران موثر به طور منظم با رای‌دهندگان خود ارتباط برقرار می‌کنند.

legislators need to balance different interests in society.

قانون‌گذاران باید منافع مختلف را در جامعه متعادل کنند.

some legislators are advocating for education funding.

برخی از قانون‌گذاران از تامین بودجه آموزش حمایت می‌کنند.

legislators often face pressure from lobbyists.

قانون‌گذاران اغلب تحت فشار لابی‌گران قرار می‌گیرند.

legislators are responsible for drafting and voting on bills.

قانون‌گذاران مسئول تهیه و رای‌گیری در مورد قوانین هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید