legitimization

[ایالات متحده]/lɪ,dʒɪtɪmɪ'zeʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قانونی شدن، شناسایی به عنوان مشروع

جملات نمونه

CPC's ruling legitimization faces many challenges during the transformation period.

تحکیم مشروعیت حکومت کنونی با چالش‌های متعددی در دوران گذار روبرو است.

the legitimization of a new law

مشروعیت بخشیدن به یک قانون جدید

the legitimization of their relationship

مشروعیت بخشیدن به رابطه آنها

the legitimization of a government policy

مشروعیت بخشیدن به یک سیاست دولتی

the legitimization of a business deal

مشروعیت بخشیدن به یک معامله تجاری

the legitimization of a decision

مشروعیت بخشیدن به یک تصمیم

the legitimization of a tradition

مشروعیت بخشیدن به یک سنت

the legitimization of an agreement

مشروعیت بخشیدن به یک توافق

the legitimization of a practice

مشروعیت بخشیدن به یک عمل

the legitimization of an institution

مشروعیت بخشیدن به یک نهاد

the legitimization of a process

مشروعیت بخشیدن به یک فرآیند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید