leister

[ایالات متحده]/ˈlaɪstə/
[بریتانیا]/ˈlaɪstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با نیزه‌ای به نام لایستر ماهیگیری کردن
n. نوعی نیزه که برای ماهیگیری استفاده می‌شود
Word Forms
جمعleisters

عبارات و ترکیب‌ها

leister welding tool

ابزار جوشکاری لایستر

leister heat gun

تفنگ حرارتی لایستر

leister blower fan

دمنده لایستر

leister plastic welder

جوش‌کار پلاستیک لایستر

leister nozzle attachment

اتصال نازل لایستر

leister repair service

خدمات تعمیر لایستر

leister spare parts

قطعات یدکی لایستر

leister product range

محدوده محصولات لایستر

leister user manual

دفترچه راهنمای کاربر لایستر

leister application guide

راهنمای کاربرد لایستر

جملات نمونه

she used a leister to catch fish in the river.

او از یک لایستر برای گرفتن ماهی در رودخانه استفاده کرد.

the fisherman skillfully handled the leister.

ماهیگیر به طرز ماهرانه ای از لایستر استفاده کرد.

he learned how to use a leister during his fishing trip.

او یاد گرفت که چگونه در طول سفر ماهیگیری خود از لایستر استفاده کند.

the leister is an essential tool for traditional fishing.

لایستر یک ابزار ضروری برای ماهیگیری سنتی است.

they sell leisters at the local fishing supply store.

آنها لایسترها را در فروشگاه لوازم ماهیگیری محلی می فروشند.

using a leister requires skill and precision.

استفاده از لایستر نیاز به مهارت و دقت دارد.

he demonstrated how to effectively use a leister.

او نحوه استفاده موثر از لایستر را نشان داد.

leisters can be made from various materials.

می توان لایسترها را از مواد مختلف ساخت.

she prefers using a leister over a fishing net.

او ترجیح می دهد از لایستر به جای تور ماهیگیری استفاده کند.

the ancient leister design has been used for centuries.

طرح باستانی لایستر قرن هاست که استفاده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید