lemons

[ایالات متحده]/[ˈleməns]/
[بریتانیا]/[ˈleməns]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک میوه استوایی زرد رنگ؛ طعم ترش و اسیدی؛ موقعیتی که ناخوشاوت یا ناخوشایند تلقی می‌شود
v. ابراز ناامیدی یا نارضایتی

عبارات و ترکیب‌ها

make lemonade

Persian_translation

lemon flavor

Persian_translation

sour lemons

Persian_translation

lemon zest

Persian_translation

lemon tree

Persian_translation

squeezing lemons

Persian_translation

lemon pie

Persian_translation

lemonade stand

Persian_translation

fresh lemons

Persian_translation

lemon scent

Persian_translation

جملات نمونه

she squeezed lemons into her iced tea for a refreshing twist.

او برای طعم بخشیدن به چای یخی خود لیمو را فشار داد.

the lemonade was tart and tangy, bursting with lemon flavor.

لیموناد ترش و خوشمزه بود و طعم لیمو داشت.

he added a squeeze of lemon to the fish to enhance its taste.

او برای بهتر شدن طعم ماهی، کمی آب لیمو به آن اضافه کرد.

lemon zest brightens up many baked goods, like lemon cake.

کمی پوست لیمو بسیاری از محصولات پخته شده مانند کیک لیمو را روشن می‌کند.

we bought a bag of lemons at the farmer's market yesterday.

ما دیروز یک کیسه لیمو از بازار کشاورزان خریدیم.

the lemon trees in her garden were overflowing with fruit.

درختان لیمو در باغ او پر از میوه بودند.

she made a lemon vinaigrette for the salad.

او سس لیمویی برای سالاد درست کرد.

the recipe called for two lemons and a cup of sugar.

دستور العمل نیاز به دو عدد لیمو و یک فنجان شکر داشت.

he uses lemons to clean his cutting board effectively.

او از لیمو برای تمیز کردن تخته برش خود به طور موثر استفاده می‌کند.

lemon essential oil is a popular scent for aromatherapy.

روغن اسانسی لیمو یک رایحه محبوب برای آروماتراپی است.

she made lemon bars for the potluck.

او برای مهمانی بار لیمو درست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید