lenches

[ایالات متحده]/lɛntʃɪz/
[بریتانیا]/lɛntʃɪz/

ترجمه

v. حالت شناسایی سوم شخص در زمان حال از LENCH (گرفتن، دست گرفتن یا محکم نگه داشتن)

جملات نمونه

the old curtains lenches loosely against the window frame.

پرده‌های قدیمی با دسته‌های آویزان آرام در چهارچوب پنجره می‌کشند.

his shoulders lenches downward as he sighs heavily.

پлеч‌های او به سمت پایین می‌کشند وقتی با نفس عمیقی نفس می‌کشد.

the wet cloth lenches from the rope like a dying thing.

پارچه مرطوب از طناب می‌کشد مانند چیزی که در حال مرگ است.

she lenches against the wall, completely exhausted.

او به دیوار می‌کشد، کاملاً خسته.

the flowers lenches their heads after the storm.

گل‌ها پس از باران، سرشان را می‌کشند.

his arms lenches limply at his sides.

دست‌های او به طور لاغر به سمت دو طرف بدن می‌کشند.

the dog's ears lenches with sadness.

گوش‌های سگ با احساس ناامیدی می‌کشند.

the branch lenches under the weight of snow.

شاخه زیر وزن برف می‌کشد.

her hair lenches damply against her forehead.

موی او با رطوبت به سمت جلوی چهره‌اش می‌کشد.

the sign lenches precariously in the strong wind.

پرچم در باد قوی به طور ناپایدار می‌کشد.

his tie lenches loosely around his collar.

شال‌کش او به طور آزادانه حول گردنش می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید