tilts

[ایالات متحده]/tɪlts/
[بریتانیا]/tɪlts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تلاش برای برنده شدن در چیزی یا شکست دادن کسی
v. باعث شدن که متمایل یا خم شود

عبارات و ترکیب‌ها

camera tilts

چرخش دوربین

head tilts

چرخش سر

body tilts

چرخش بدن

tilts forward

به جلو خم می‌شود

tilts back

به عقب خم می‌شود

slight tilts

چرخش‌های جزئی

tilts sideways

به پهلو خم می‌شود

tilts down

به سمت پایین خم می‌شود

tilts up

به سمت بالا خم می‌شود

tilts left

به سمت چپ خم می‌شود

جملات نمونه

the tower tilts slightly to the left.

برج کمی به سمت چپ متمایل است.

she tilts her head when she's curious.

وقتی کنجکاو است، سرش را کج می‌کند.

the chair tilts back for comfort.

صندلی برای راحتی به عقب متمایل می‌شود.

the artist tilts the canvas to get a better view.

هنرمند بوم نقاشی را کج می‌کند تا دید بهتری داشته باشد.

he tilts the glass to drink.

او لیوان را کج می‌کند تا بنوشد.

the road tilts upward as we climb the hill.

جاده با بالا رفتن از تپه به سمت بالا متمایل می‌شود.

the roof tilts to allow for rain drainage.

سقف به گونه‌ای متمایل است که اجازه می‌دهد آب باران تخلیه شود.

she tilts the mirror to check her makeup.

او آینه را کج می‌کند تا آرایش خود را بررسی کند.

the game tilts in favor of the home team.

بازی به نفع تیم خانگی متمایل می‌شود.

the balance tilts when too much weight is added.

وقتی وزن زیادی اضافه شود، تعادل به هم می‌ریزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید