| جمع | lifebuoys |
lifebuoy ring
حلقه نجات
lifebuoy throw
پرتاب طوقه نجات
lifebuoy station
ایستگاه طوقه نجات
lifebuoy rescue
نجات با طوقه نجات
lifebuoy holder
نگهدارنده طوقه نجات
lifebuoy equipment
تجهیزات طوقه نجات
lifebuoy sign
علامت طوقه نجات
lifebuoy float
شناور طوقه نجات
lifebuoy drill
مانور طوقه نجات
lifebuoy safety
ایمنی طوقه نجات
the lifebuoy was thrown to the drowning swimmer.
جلیقه نجات به شناگر غرق شده پرتاب شد.
always keep a lifebuoy on hand when sailing.
هنگام قایق سواری همیشه یک جلیقه نجات در دسترس داشته باشید.
the lifebuoy is essential for water safety.
جلیقه نجات برای ایمنی در آب ضروری است.
he grabbed the lifebuoy and swam to safety.
او جلیقه نجات را گرفت و به سمت ساحل شنا کرد.
the lifebuoy was brightly colored for visibility.
جلیقه نجات به دلیل دید بهتر رنگ های روشن داشت.
she felt relieved when she spotted the lifebuoy.
وقتی جلیقه نجات را دید احساس راحتی کرد.
they installed a lifebuoy station at the beach.
آنها یک ایستگاه جلیقه نجات در ساحل نصب کردند.
the lifebuoy can save lives in emergencies.
جلیقه نجات می تواند در شرایط اضطراری جان انسان ها را نجات دهد.
he tossed the lifebuoy to his friend in trouble.
او جلیقه نجات را به دوستش که در مشکل بود پرتاب کرد.
it is important to know how to use a lifebuoy.
دانستن نحوه استفاده از جلیقه نجات مهم است.
lifebuoy ring
حلقه نجات
lifebuoy throw
پرتاب طوقه نجات
lifebuoy station
ایستگاه طوقه نجات
lifebuoy rescue
نجات با طوقه نجات
lifebuoy holder
نگهدارنده طوقه نجات
lifebuoy equipment
تجهیزات طوقه نجات
lifebuoy sign
علامت طوقه نجات
lifebuoy float
شناور طوقه نجات
lifebuoy drill
مانور طوقه نجات
lifebuoy safety
ایمنی طوقه نجات
the lifebuoy was thrown to the drowning swimmer.
جلیقه نجات به شناگر غرق شده پرتاب شد.
always keep a lifebuoy on hand when sailing.
هنگام قایق سواری همیشه یک جلیقه نجات در دسترس داشته باشید.
the lifebuoy is essential for water safety.
جلیقه نجات برای ایمنی در آب ضروری است.
he grabbed the lifebuoy and swam to safety.
او جلیقه نجات را گرفت و به سمت ساحل شنا کرد.
the lifebuoy was brightly colored for visibility.
جلیقه نجات به دلیل دید بهتر رنگ های روشن داشت.
she felt relieved when she spotted the lifebuoy.
وقتی جلیقه نجات را دید احساس راحتی کرد.
they installed a lifebuoy station at the beach.
آنها یک ایستگاه جلیقه نجات در ساحل نصب کردند.
the lifebuoy can save lives in emergencies.
جلیقه نجات می تواند در شرایط اضطراری جان انسان ها را نجات دهد.
he tossed the lifebuoy to his friend in trouble.
او جلیقه نجات را به دوستش که در مشکل بود پرتاب کرد.
it is important to know how to use a lifebuoy.
دانستن نحوه استفاده از جلیقه نجات مهم است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید