lifebuoy

[ایالات متحده]/ˈlaɪfˌbɔɪ/
[بریتانیا]/ˈlaɪfˌbɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه دایره‌ای که برای نجات افراد از غرق شدن استفاده می‌شود
شکل‌های واژه
جمعlifebuoys

عبارات و ترکیب‌ها

lifebuoy ring

حلقه نجات

lifebuoy throw

پرتاب طوقه نجات

lifebuoy station

ایستگاه طوقه نجات

lifebuoy rescue

نجات با طوقه نجات

lifebuoy holder

نگهدارنده طوقه نجات

lifebuoy equipment

تجهیزات طوقه نجات

lifebuoy sign

علامت طوقه نجات

lifebuoy float

شناور طوقه نجات

lifebuoy drill

مانور طوقه نجات

lifebuoy safety

ایمنی طوقه نجات

جملات نمونه

the lifebuoy was thrown to the drowning swimmer.

جلیقه نجات به شناگر غرق شده پرتاب شد.

always keep a lifebuoy on hand when sailing.

هنگام قایق سواری همیشه یک جلیقه نجات در دسترس داشته باشید.

the lifebuoy is essential for water safety.

جلیقه نجات برای ایمنی در آب ضروری است.

he grabbed the lifebuoy and swam to safety.

او جلیقه نجات را گرفت و به سمت ساحل شنا کرد.

the lifebuoy was brightly colored for visibility.

جلیقه نجات به دلیل دید بهتر رنگ های روشن داشت.

she felt relieved when she spotted the lifebuoy.

وقتی جلیقه نجات را دید احساس راحتی کرد.

they installed a lifebuoy station at the beach.

آنها یک ایستگاه جلیقه نجات در ساحل نصب کردند.

the lifebuoy can save lives in emergencies.

جلیقه نجات می تواند در شرایط اضطراری جان انسان ها را نجات دهد.

he tossed the lifebuoy to his friend in trouble.

او جلیقه نجات را به دوستش که در مشکل بود پرتاب کرد.

it is important to know how to use a lifebuoy.

دانستن نحوه استفاده از جلیقه نجات مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید