light-haired man
مرد با موهای روشن
light-haired girl
دختر با موهای روشن
be light-haired
بلند مو باشید
light-haired youth
جوان با موهای روشن
light-haired child
کودک با موهای روشن
light-haired woman
زن با موهای روشن
light-haired and fair
روشن مو و منصف
light-haired people
افراد با موهای روشن
light-haired boy
پسر با موهای روشن
becoming light-haired
در حال روشن شدن مو
the light-haired boy ran quickly across the park.
پسربا موهای روشن به سرعت در سراسر پارک دوید.
she admired the light-haired model in the magazine.
او مدل با موهای روشن را در مجله تحسین کرد.
he had light-haired, tousled hair that looked windswept.
او موهای روشن، بهم ریخته داشت که به نظر می رسید وز شده است.
the light-haired gentleman smiled warmly at the guests.
آقای با موهای روشن با روی خوش به مهمانان لبخند زد.
a light-haired puppy chased a ball in the yard.
یک توله سگ با موهای روشن در حیاط یک توپ را تعقیب کرد.
the artist painted a portrait of a light-haired woman.
هنرمند پرتره ای از یک زن با موهای روشن کشید.
he is a light-haired man with blue eyes.
او مردی با موهای روشن و چشمانی آبی است.
the light-haired child played happily with his toys.
کودک با موهای روشن با خوشحالی با اسباب بازی هایش بازی کرد.
she noticed the light-haired stranger across the room.
او مرد غریبه با موهای روشن را در آن طرف اتاق متوجه شد.
the light-haired student studied diligently for the exam.
دانشجوی با موهای روشن با جدیت برای امتحان مطالعه کرد.
the light-haired chef prepared a delicious meal.
سرآشپز با موهای روشن یک وعده غذایی خوشمزه آماده کرد.
light-haired man
مرد با موهای روشن
light-haired girl
دختر با موهای روشن
be light-haired
بلند مو باشید
light-haired youth
جوان با موهای روشن
light-haired child
کودک با موهای روشن
light-haired woman
زن با موهای روشن
light-haired and fair
روشن مو و منصف
light-haired people
افراد با موهای روشن
light-haired boy
پسر با موهای روشن
becoming light-haired
در حال روشن شدن مو
the light-haired boy ran quickly across the park.
پسربا موهای روشن به سرعت در سراسر پارک دوید.
she admired the light-haired model in the magazine.
او مدل با موهای روشن را در مجله تحسین کرد.
he had light-haired, tousled hair that looked windswept.
او موهای روشن، بهم ریخته داشت که به نظر می رسید وز شده است.
the light-haired gentleman smiled warmly at the guests.
آقای با موهای روشن با روی خوش به مهمانان لبخند زد.
a light-haired puppy chased a ball in the yard.
یک توله سگ با موهای روشن در حیاط یک توپ را تعقیب کرد.
the artist painted a portrait of a light-haired woman.
هنرمند پرتره ای از یک زن با موهای روشن کشید.
he is a light-haired man with blue eyes.
او مردی با موهای روشن و چشمانی آبی است.
the light-haired child played happily with his toys.
کودک با موهای روشن با خوشحالی با اسباب بازی هایش بازی کرد.
she noticed the light-haired stranger across the room.
او مرد غریبه با موهای روشن را در آن طرف اتاق متوجه شد.
the light-haired student studied diligently for the exam.
دانشجوی با موهای روشن با جدیت برای امتحان مطالعه کرد.
the light-haired chef prepared a delicious meal.
سرآشپز با موهای روشن یک وعده غذایی خوشمزه آماده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید