ligneous

[ایالات متحده]/ˈlɪɡ.ni.əs/
[بریتانیا]/ˈlɪɡ.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چوبی یا مشابه چوب؛ شبیه چوب

عبارات و ترکیب‌ها

ligneous material

مواد چوبی

ligneous plant

گیاه چوبی

ligneous structure

ساختار چوبی

ligneous tissue

بافت چوبی

ligneous growth

رشد چوبی

ligneous stem

ساقه چوبی

ligneous roots

ریشه‌های چوبی

ligneous species

گونه‌های چوبی

ligneous fiber

الیاف چوبی

ligneous bark

کره چوبی

جملات نمونه

the ligneous structure of the tree provides stability.

ساختار چوبی درخت، پایداری را فراهم می‌کند.

she admired the ligneous texture of the handcrafted furniture.

او بافت چوبی مبلمان دست ساز را تحسین کرد.

ligneous plants are often used in landscaping.

گیاهان چوبی اغلب در طراحی منظر استفاده می‌شوند.

the ligneous roots of the plant help it absorb nutrients.

ریشه‌های چوبی گیاه به جذب مواد مغذی کمک می‌کنند.

they used ligneous materials to build the cabin.

آنها از مواد چوبی برای ساخت کلبه استفاده کردند.

her research focused on ligneous species in the rainforest.

تحقیقات او بر روی گونه‌های چوبی در جنگل بارانی متمرکز بود.

ligneous stems are characteristic of many shrubs.

ساقه های چوبی ویژگی بسیاری از بوته ها هستند.

the ligneous bark protects the tree from pests.

پوست چوبی درخت را از آفات محافظت می‌کند.

we learned about the ligneous growth patterns of various trees.

ما در مورد الگوهای رشد چوبی درختان مختلف یاد گرفتیم.

her art features ligneous elements that reflect nature.

هنر او دارای عناصر چوبی است که طبیعت را منعکس می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید