likuta dance
رقص لیکیتا
likuta festival
جشنواره لیکیتا
likuta music
موسیقی لیکیتا
likuta culture
فرهنگ لیکیتا
likuta style
سبک لیکیتا
likuta rhythm
ریتم لیکیتا
likuta art
هنر لیکیتا
likuta tradition
آداب و رسوم لیکیتا
likuta performance
اجرای لیکیتا
likuta attire
لباس لیکیتا
he has a likuta for adventure.
او اشتیاقی برای ماجراجویی دارد.
her likuta for music inspired her to learn guitar.
اشتیاق او به موسیقی باعث شد گیتار یاد بگیرد.
they share a likuta for travel and exploration.
آنها اشتیاقی برای سفر و اکتشاف دارند.
his likuta for cooking made him a great chef.
اشتیاق او به آشپزی باعث شد یک سرآشپز عالی شود.
she has a likuta for reading, especially fantasy novels.
او اشتیاقی برای خواندن دارد، به خصوص رمان های فانتزی.
my likuta for photography drives me to capture moments.
اشتیاق من به عکاسی باعث میشود لحظات را ثبت کنم.
his likuta for sports keeps him active and healthy.
اشتیاق او به ورزش او را فعال و سالم نگه میدارد.
she expresses her likuta for art through painting.
او اشتیاق خود را به هنر از طریق نقاشی بیان میکند.
they have a likuta for nature and conservation.
آنها اشتیاقی برای طبیعت و حفاظت از آن دارند.
his likuta for technology leads him to innovate.
اشتیاق او به فناوری او را به نوآوری سوق میدهد.
likuta dance
رقص لیکیتا
likuta festival
جشنواره لیکیتا
likuta music
موسیقی لیکیتا
likuta culture
فرهنگ لیکیتا
likuta style
سبک لیکیتا
likuta rhythm
ریتم لیکیتا
likuta art
هنر لیکیتا
likuta tradition
آداب و رسوم لیکیتا
likuta performance
اجرای لیکیتا
likuta attire
لباس لیکیتا
he has a likuta for adventure.
او اشتیاقی برای ماجراجویی دارد.
her likuta for music inspired her to learn guitar.
اشتیاق او به موسیقی باعث شد گیتار یاد بگیرد.
they share a likuta for travel and exploration.
آنها اشتیاقی برای سفر و اکتشاف دارند.
his likuta for cooking made him a great chef.
اشتیاق او به آشپزی باعث شد یک سرآشپز عالی شود.
she has a likuta for reading, especially fantasy novels.
او اشتیاقی برای خواندن دارد، به خصوص رمان های فانتزی.
my likuta for photography drives me to capture moments.
اشتیاق من به عکاسی باعث میشود لحظات را ثبت کنم.
his likuta for sports keeps him active and healthy.
اشتیاق او به ورزش او را فعال و سالم نگه میدارد.
she expresses her likuta for art through painting.
او اشتیاق خود را به هنر از طریق نقاشی بیان میکند.
they have a likuta for nature and conservation.
آنها اشتیاقی برای طبیعت و حفاظت از آن دارند.
his likuta for technology leads him to innovate.
اشتیاق او به فناوری او را به نوآوری سوق میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید