limitlessly creative
بیحد و مرز خلاق
limitlessly curious
بیحد و مرز کنجکاو
limitlessly possible
بیحد و مرز امکانپذیر
limitlessly available
بیحد و مرز در دسترس
limitlessly expanding
بیحد و مرز در حال گسترش
limitlessly innovative
بیحد و مرز نوآورانه
limitlessly adaptable
بیحد و مرز قابل انطباق
limitlessly impactful
بیحد و مرز تأثیرگذار
limitlessly powerful
بیحد و مرز قدرتمند
limitlessly inspiring
بیحد و مرز الهامبخش
she dreams limitlessly of traveling the world.
او به طور نامحدود در مورد سفر در سراسر جهان رویای پردازد.
his creativity flows limitlessly in his art.
خلاقیت او به طور نامحدود در هنر او جریان دارد.
they can love limitlessly without any conditions.
آنها می توانند بدون هیچ قید و شرطی به طور نامحدود عشق بورزند.
knowledge can be pursued limitlessly through education.
دانش را می توان به طور نامحدود از طریق آموزش دنبال کرد.
her enthusiasm for learning grows limitlessly.
اشتیاق او به یادگیری به طور نامحدود رشد می کند.
we can explore ideas limitlessly in this discussion.
ما می توانیم ایده ها را به طور نامحدود در این بحث بررسی کنیم.
nature provides resources that are limitlessly abundant.
طبیعت منابعی را فراهم می کند که به طور نامحدود فراوان هستند.
he believes that happiness can be found limitlessly.
او معتقد است که می توان شادی را به طور نامحدود یافت.
her talent allows her to express herself limitlessly.
استعداد او به او اجازه می دهد تا به طور نامحدود خود را بیان کند.
with technology, we can connect limitlessly with others.
با استفاده از فناوری، می توانیم به طور نامحدود با دیگران ارتباط برقرار کنیم.
limitlessly creative
بیحد و مرز خلاق
limitlessly curious
بیحد و مرز کنجکاو
limitlessly possible
بیحد و مرز امکانپذیر
limitlessly available
بیحد و مرز در دسترس
limitlessly expanding
بیحد و مرز در حال گسترش
limitlessly innovative
بیحد و مرز نوآورانه
limitlessly adaptable
بیحد و مرز قابل انطباق
limitlessly impactful
بیحد و مرز تأثیرگذار
limitlessly powerful
بیحد و مرز قدرتمند
limitlessly inspiring
بیحد و مرز الهامبخش
she dreams limitlessly of traveling the world.
او به طور نامحدود در مورد سفر در سراسر جهان رویای پردازد.
his creativity flows limitlessly in his art.
خلاقیت او به طور نامحدود در هنر او جریان دارد.
they can love limitlessly without any conditions.
آنها می توانند بدون هیچ قید و شرطی به طور نامحدود عشق بورزند.
knowledge can be pursued limitlessly through education.
دانش را می توان به طور نامحدود از طریق آموزش دنبال کرد.
her enthusiasm for learning grows limitlessly.
اشتیاق او به یادگیری به طور نامحدود رشد می کند.
we can explore ideas limitlessly in this discussion.
ما می توانیم ایده ها را به طور نامحدود در این بحث بررسی کنیم.
nature provides resources that are limitlessly abundant.
طبیعت منابعی را فراهم می کند که به طور نامحدود فراوان هستند.
he believes that happiness can be found limitlessly.
او معتقد است که می توان شادی را به طور نامحدود یافت.
her talent allows her to express herself limitlessly.
استعداد او به او اجازه می دهد تا به طور نامحدود خود را بیان کند.
with technology, we can connect limitlessly with others.
با استفاده از فناوری، می توانیم به طور نامحدود با دیگران ارتباط برقرار کنیم.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now