limitlessly

[ایالات متحده]/ˈlɪmɪtlesli/
[بریتانیا]/ˈlɪmɪtlesli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون محدودیت

عبارات و ترکیب‌ها

limitlessly creative

بی‌حد و مرز خلاق

limitlessly curious

بی‌حد و مرز کنجکاو

limitlessly possible

بی‌حد و مرز امکان‌پذیر

limitlessly available

بی‌حد و مرز در دسترس

limitlessly expanding

بی‌حد و مرز در حال گسترش

limitlessly innovative

بی‌حد و مرز نوآورانه

limitlessly adaptable

بی‌حد و مرز قابل انطباق

limitlessly impactful

بی‌حد و مرز تأثیرگذار

limitlessly powerful

بی‌حد و مرز قدرتمند

limitlessly inspiring

بی‌حد و مرز الهام‌بخش

جملات نمونه

she dreams limitlessly of traveling the world.

او به طور نامحدود در مورد سفر در سراسر جهان رویای پردازد.

his creativity flows limitlessly in his art.

خلاقیت او به طور نامحدود در هنر او جریان دارد.

they can love limitlessly without any conditions.

آنها می توانند بدون هیچ قید و شرطی به طور نامحدود عشق بورزند.

knowledge can be pursued limitlessly through education.

دانش را می توان به طور نامحدود از طریق آموزش دنبال کرد.

her enthusiasm for learning grows limitlessly.

اشتیاق او به یادگیری به طور نامحدود رشد می کند.

we can explore ideas limitlessly in this discussion.

ما می توانیم ایده ها را به طور نامحدود در این بحث بررسی کنیم.

nature provides resources that are limitlessly abundant.

طبیعت منابعی را فراهم می کند که به طور نامحدود فراوان هستند.

he believes that happiness can be found limitlessly.

او معتقد است که می توان شادی را به طور نامحدود یافت.

her talent allows her to express herself limitlessly.

استعداد او به او اجازه می دهد تا به طور نامحدود خود را بیان کند.

with technology, we can connect limitlessly with others.

با استفاده از فناوری، می توانیم به طور نامحدود با دیگران ارتباط برقرار کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید