| جمع | limnologists |
limnologist study
تحقیقات متخصصین آبشناسی
limnologist report
گزارش متخصصین آبشناسی
limnologist research
تحقیقات متخصصین آبشناسی
limnologist findings
یافتههای متخصصین آبشناسی
limnologist expertise
تخصص متخصصین آبشناسی
limnologist survey
نظرسنجی متخصصین آبشناسی
limnologist analysis
تجزیه و تحلیل متخصصین آبشناسی
limnologist fieldwork
کار میدانی متخصصین آبشناسی
limnologist conference
کنفرانس متخصصین آبشناسی
limnologist collaboration
همکاری متخصصین آبشناسی
the limnologist studied the freshwater ecosystems.
لیمنولوژیست اکوسیستمهای آب شیرین را مطالعه کرد.
as a limnologist, she focused on water quality assessment.
همکاران با عنوان لیمنولوژیست، بر ارزیابی کیفیت آب تمرکز داشت.
the limnologist collected samples from the lake.
لیمنولوژیست نمونههایی از دریاچه جمعآوری کرد.
his work as a limnologist involves monitoring algae blooms.
کار او به عنوان لیمنولوژیست شامل نظارت بر شکوفایی جلبکها است.
the limnologist presented her findings at the conference.
لیمنولوژیست یافتههای خود را در کنفرانس ارائه داد.
limnologists often collaborate with ecologists.
لیمنولوژیستها اغلب با اکولوژیستها همکاری میکنند.
the limnologist's research is crucial for conservation efforts.
تحقیقات لیمنولوژیست برای تلاشهای حفاظتی بسیار مهم است.
many limnologists specialize in studying fish populations.
بسیاری از لیمنولوژیستها در مطالعه جمعیت ماهیها تخصص دارند.
she became a limnologist to help protect freshwater habitats.
او به منظور کمک به حفاظت از زیستگاههای آب شیرین، لیمنولوژیست شد.
the limnologist used advanced technology to analyze the data.
لیمنولوژیست از فناوری پیشرفته برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده کرد.
limnologist study
تحقیقات متخصصین آبشناسی
limnologist report
گزارش متخصصین آبشناسی
limnologist research
تحقیقات متخصصین آبشناسی
limnologist findings
یافتههای متخصصین آبشناسی
limnologist expertise
تخصص متخصصین آبشناسی
limnologist survey
نظرسنجی متخصصین آبشناسی
limnologist analysis
تجزیه و تحلیل متخصصین آبشناسی
limnologist fieldwork
کار میدانی متخصصین آبشناسی
limnologist conference
کنفرانس متخصصین آبشناسی
limnologist collaboration
همکاری متخصصین آبشناسی
the limnologist studied the freshwater ecosystems.
لیمنولوژیست اکوسیستمهای آب شیرین را مطالعه کرد.
as a limnologist, she focused on water quality assessment.
همکاران با عنوان لیمنولوژیست، بر ارزیابی کیفیت آب تمرکز داشت.
the limnologist collected samples from the lake.
لیمنولوژیست نمونههایی از دریاچه جمعآوری کرد.
his work as a limnologist involves monitoring algae blooms.
کار او به عنوان لیمنولوژیست شامل نظارت بر شکوفایی جلبکها است.
the limnologist presented her findings at the conference.
لیمنولوژیست یافتههای خود را در کنفرانس ارائه داد.
limnologists often collaborate with ecologists.
لیمنولوژیستها اغلب با اکولوژیستها همکاری میکنند.
the limnologist's research is crucial for conservation efforts.
تحقیقات لیمنولوژیست برای تلاشهای حفاظتی بسیار مهم است.
many limnologists specialize in studying fish populations.
بسیاری از لیمنولوژیستها در مطالعه جمعیت ماهیها تخصص دارند.
she became a limnologist to help protect freshwater habitats.
او به منظور کمک به حفاظت از زیستگاههای آب شیرین، لیمنولوژیست شد.
the limnologist used advanced technology to analyze the data.
لیمنولوژیست از فناوری پیشرفته برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید