limy water
آب آهکی
limy soil
خاک آهکی
limy deposits
رسوبات آهکی
limy rocks
سنگهای آهکی
limy residue
بقایای آهکی
limy buildup
تجمع رسوب آهکی
limy texture
بافت آهکی
limy solution
محلول آهکی
limy crust
پوسته آهکی
limy film
لایه آهکی
the soil in the garden is very limy.
خاک باغچه بسیار آهکی است.
limy water can affect the taste of beverages.
آب آهکی میتواند بر طعم نوشیدنیها تأثیر بگذارد.
she prefers limy flavors in her food.
او طعمهای آهکی را در غذایش ترجیح میدهد.
the limy deposits in the kettle need cleaning.
رسوبات آهکی در سماور نیاز به تمیز کردن دارند.
he used a limy solution to treat the plants.
او از یک محلول آهکی برای درمان گیاهان استفاده کرد.
limy soils are often found in limestone regions.
خاکهای آهکی اغلب در مناطق آهکی یافت میشوند.
the limy crust on the rocks is fascinating.
پوسته آهکی روی سنگها جذاب است.
she added a limy twist to the cocktail.
او یک پیچش آهکی به کوکتل اضافه کرد.
limy conditions can hinder plant growth.
شرایط آهکی میتواند رشد گیاهان را مختل کند.
he enjoys limy aromas in his favorite dishes.
او از عطر و بوی آهکی در غذاهای مورد علاقه خود لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید