linebreak

[ایالات متحده]/ˈlaɪnˌbrɛk/
[بریتانیا]/ˈlaɪnˌbrɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه‌ای در متن که یک خط جدید آغاز می‌شود؛ یک کاراکتر یا دستور که نشان‌دهنده‌ی شکست خط است

عبارات و ترکیب‌ها

linebreak example

مثال شکست خط

linebreak character

حرف شکست خط

linebreak issue

مشکل شکست خط

linebreak style

سبک شکست خط

linebreak method

روش شکست خط

linebreak position

موقعیت شکست خط

linebreak rule

قانون شکست خط

linebreak function

تابع شکست خط

linebreak syntax

واژه‌سازی شکست خط

linebreak format

فرمت شکست خط

جملات نمونه

make sure to insert a linebreak in the document.

مطمئن شوید که یک خط جدید در سند درج کنید.

using a linebreak can improve readability.

استفاده از یک خط جدید می تواند خوانایی را بهبود بخشد.

don't forget to add a linebreak after each paragraph.

فراموش نکنید که بعد از هر پاراگراف یک خط جدید اضافه کنید.

linebreaks are essential for clear formatting.

خطوط جدید برای قالب‌بندی واضح ضروری هستند.

he prefers a linebreak instead of a comma for clarity.

او ترجیح می دهد به جای کاما از یک خط جدید برای وضوح استفاده کند.

she accidentally deleted the linebreak in her text.

او به طور تصادفی خط جدید را در متن خود حذف کرد.

a linebreak can change the meaning of a sentence.

یک خط جدید می تواند معنای یک جمله را تغییر دهد.

to format the code properly, use a linebreak.

برای قالب‌بندی مناسب کد، از یک خط جدید استفاده کنید.

linebreaks help separate ideas in writing.

خطوط جدید به تفکیک ایده ها در نوشتن کمک می کنند.

he added a linebreak to emphasize the point.

او برای تاکید بر این نکته یک خط جدید اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید