linguisticians

[ایالات متحده]/lɪŋɡwɪsˈtɪʃən/
[بریتانیا]/lɪŋɡwɪˈstɪʃən/

ترجمه

n. یک متخصص در زبان‌شناسی؛ کسی که در زبان‌های خارجی دانش دارد

عبارات و ترکیب‌ها

expert linguistician

زبان‌شناس متخصص

professional linguistician

زبان‌شناس حرفه‌ای

linguistician skills

مهارت‌های زبان‌شناسی

linguistician research

تحقیقات زبان‌شناسی

linguistician analysis

تجزیه و تحلیل زبان‌شناسی

linguistician training

آموزش زبان‌شناسی

linguistician role

نقش زبان‌شناس

linguistician community

جامعه زبان‌شناسی

linguistician perspective

دیدگاه زبان‌شناس

linguistician techniques

تکنیک‌های زبان‌شناسی

جملات نمونه

the linguistician analyzed the text for hidden meanings.

زبان‌شناس متن را برای یافتن معانی پنهان تجزیه و تحلیل کرد.

as a linguistician, she focuses on phonetics and syntax.

به عنوان یک زبان‌شناس، او بر روی آواشناسی و نحو تمرکز دارد.

the linguistician conducted a survey on language usage.

زبان‌شناس یک نظرسنجی در مورد نحوه استفاده از زبان انجام داد.

many linguistician careers involve teaching and research.

آینده شغلی بسیاری از زبان‌شناسان شامل آموزش و تحقیق است.

the linguistician presented her findings at the conference.

زبان‌شناس یافته‌های خود را در کنفرانس ارائه کرد.

he became a linguistician after studying various languages.

او پس از مطالعه زبان‌های مختلف به یک زبان‌شناس تبدیل شد.

the linguistician's work helps preserve endangered languages.

کار زبان‌شناس به حفظ زبان‌های در معرض خطر کمک می‌کند.

she collaborates with other linguistician experts worldwide.

او با سایر متخصصان زبان‌شناسی در سراسر جهان همکاری می‌کند.

the linguistician's research focuses on language acquisition.

تحقیقات زبان‌شناس بر روی کسب و یادگیری زبان متمرکز است.

being a linguistician requires strong analytical skills.

بودن یک زبان‌شناس نیاز به مهارت‌های تحلیلی قوی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید