She applied liniment to her sore muscles after a long workout.
او بعد از یک تمرین طولانی، liniment را روی عضلات دردش استفاده کرد.
The liniment helped alleviate the pain in his joints.
لینیمنت به تسکین درد مفاصل او کمک کرد.
Athletes often use liniment to soothe their aching muscles.
ورزشکاران اغلب از liniment برای تسکین عضلات درد خود استفاده می کنند.
The liniment had a strong menthol scent that cleared her sinuses.
لینیمنت بوی نعناع قوی داشت که مجاری بینی او را پاک کرد.
He massaged the liniment into his skin to relieve the tension in his muscles.
او liniment را به پوست خود مالید تا تنش عضلاتش را تسکین دهد.
The liniment provided instant relief for her back pain.
لینیمنت فوراً درد کمر او را تسکین داد.
The liniment is recommended for arthritis pain relief.
لینیمنت برای تسکین درد آرتریت توصیه می شود.
After the game, the players lined up to get some liniment for their bruises.
بعد از مسابقه، بازیکنان برای گرفتن مقداری liniment برای کبودی های خود در صف ایستادند.
The liniment is made from natural ingredients like herbs and essential oils.
لینیمنت از مواد طبیعی مانند گیاهان و روغن های ضروری تهیه شده است.
She carries a small bottle of liniment in her gym bag for post-workout relief.
او یک بطری کوچک liniment را در کیف ورزشی خود برای تسکین بعد از تمرین حمل می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید