linkups

[ایالات متحده]/ˈlɪŋkʌps/
[بریتانیا]/ˈlɪŋkʌps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتصالات یا ارتباطات؛ عمل پیوند دادن به هم؛ ارتباطات در یک شبکه
v. اتصال یا پیوستن؛ ادغام یا اتحاد

عبارات و ترکیب‌ها

social linkups

ارتباطات اجتماعی

network linkups

ارتباطات شبکه

business linkups

ارتباطات تجاری

event linkups

ارتباطات رویدادی

online linkups

ارتباطات آنلاین

community linkups

ارتباطات اجتماعی

local linkups

ارتباطات محلی

media linkups

ارتباطات رسانه ای

casual linkups

ارتباطات غیررسمی

formal linkups

ارتباطات رسمی

جملات نمونه

we arranged several linkups to discuss the project.

ما چندین جلسه ارتباطی برای بحث در مورد پروژه ترتیب دادیم.

linkups with industry leaders can enhance your network.

جلسات ارتباطی با رهبران صنعت می تواند شبکه شما را تقویت کند.

our team had productive linkups last week.

تیم ما هفته گذشته جلسات ارتباطی سازنده ای داشت.

linkups between different departments are essential for success.

جلسات ارتباطی بین بخش های مختلف برای موفقیت ضروری است.

she organized linkups to foster collaboration among team members.

او جلسات ارتباطی را برای تقویت همکاری بین اعضای تیم سازماندهی کرد.

regular linkups help maintain strong relationships.

جلسات ارتباطی منظم به حفظ روابط قوی کمک می کند.

our linkups with clients have improved our service quality.

جلسات ارتباطی ما با مشتریان باعث بهبود کیفیت خدمات ما شده است.

linkups can lead to new business opportunities.

جلسات ارتباطی می تواند منجر به فرصت های تجاری جدید شود.

we need to schedule linkups to finalize the details.

ما باید جلسات ارتباطی را برای نهایی کردن جزئیات برنامه ریزی کنیم.

linkups are crucial for effective communication in any organization.

جلسات ارتباطی برای برقراری ارتباط موثر در هر سازمانی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید