networks

[ایالات متحده]/[ˈnetwɜːks]/
[بریتانیا]/[ˈnetwɜːks]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از کامپیوترهای به هم متصل یا سایر دستگاه‌های الکترونیکی؛ گروهی از افراد یا سازمان‌ها که به هم متصل هستند؛ سیستم مسیرها و خطوطی که یک شرکت برای تحویل کالا یا خدمات استفاده می‌کند
v. اتصال دادن افراد یا سازمان‌ها به یکدیگر؛ اتصال دادن کامپیوترها یا سایر دستگاه‌های الکترونیکی

عبارات و ترکیب‌ها

social networks

شبکه‌های اجتماعی

computer networks

شبکه‌های کامپیوتری

delivery networks

شبکه‌های تحویل

neural networks

شبکه‌های عصبی

networks expand

شبکه‌ها گسترش می‌یابند

networks connect

شبکه‌ها متصل می‌شوند

networks fail

شبکه‌ها شکست می‌خورند

networks exist

شبکه‌ها وجود دارند

networks grow

شبکه‌ها رشد می‌کنند

networks improve

شبکه‌ها بهبود می‌یابند

جملات نمونه

we need to expand our professional networks to find new opportunities.

ما باید شبکه‌های حرفه‌ای خود را گسترش دهیم تا فرصت‌های جدیدی پیدا کنیم.

social networks have revolutionized the way people communicate.

شبکه‌های اجتماعی روش ارتباط مردم را متحول کرده‌اند.

the company is building a global sales network.

شرکت در حال ایجاد یک شبکه فروش جهانی است.

cybersecurity is crucial for protecting computer networks.

امنیت سایبری برای محافظت از شبکه‌های کامپیوتری بسیار مهم است.

the power grid is a complex network of interconnected systems.

شبکه برق یک شبکه پیچیده از سیستم‌های به هم متصل است.

he maintains a vast network of contacts in the industry.

او یک شبکه گسترده از ارتباطات را در این صنعت حفظ می‌کند.

the internet is a worldwide network of computers.

اینترنت یک شبکه جهانی از رایانگرها است.

they are analyzing the transportation networks in the city.

آنها شبکه‌های حمل و نقل را در شهر تجزیه و تحلیل می‌کنند.

the river forms a natural drainage network across the land.

رودخانه یک شبکه زهکشی طبیعی در سراسر سرزمین ایجاد می‌کند.

we are strengthening our support networks for vulnerable families.

ما شبکه‌های حمایتی خود را برای خانواده‌های آسیب‌پذیر تقویت می‌کنیم.

the research team studied the neural networks in the brain.

گروه تحقیقاتی شبکه‌های عصبی در مغز را مطالعه کرد.

the company uses a distribution network to reach customers.

شرکت از یک شبکه توزیع برای رسیدن به مشتریان استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید