linoleum

[ایالات متحده]/lɪ'nəʊlɪəm/
[بریتانیا]/lɪ'nolɪəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه روغنی؛
فرش روغنی؛
بوم رنگ شده.

عبارات و ترکیب‌ها

linoleum flooring

کفپوش لینولئوم

linoleum tiles

کاشی‌های لینولئوم

جملات نمونه

The kitchen floor is covered with linoleum.

کف آشپزخانه با لینولئوم پوشیده شده است.

She wants to replace the linoleum with hardwood.

او می‌خواهد لینولئوم را با چوب سخت جایگزین کند.

Linoleum is a popular choice for flooring in many homes.

لینولئوم یک انتخاب محبوب برای کفپوش در بسیاری از خانه‌ها است.

The linoleum in the bathroom is starting to peel.

لینولئوم در حمام شروع به لایه لایه شدن کرده است.

They are installing linoleum tiles in the office.

آنها در حال نصب کاشی‌های لینولئوم در دفتر هستند.

Linoleum is easy to clean and maintain.

لینولئوم به راحتی قابل تمیز کردن و نگهداری است.

The linoleum flooring comes in various colors and patterns.

کفپوش لینولئوم در رنگ‌ها و طرح‌های مختلف عرضه می‌شود.

I prefer linoleum over carpet for my bedroom.

من ترجیح می‌دهم لینولئوم را به فرش برای اتاق خوابم.

The linoleum in the hallway is worn out and needs to be replaced.

لینولئوم در راهرو کهنه شده و نیاز به تعویض دارد.

Linoleum is a cost-effective flooring option.

لینولئوم یک گزینه کفپوش مقرون به صرفه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید