lists

[ایالات متحده]/lɪsts/
[بریتانیا]/lɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع لیست; مجموعه‌ای از اقلام
v. لیستی از اقلام تهیه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

shopping lists

لیست‌های خرید

to-do lists

لیست کارهای انجام شده

email lists

لیست ایمیل

guest lists

لیست مهمان

reading lists

لیست‌های خواندن

contact lists

لیست مخاطبین

priority lists

لیست‌های اولویت‌دار

checklists

لیست‌های بررسی

task lists

لیست وظایف

inventory lists

لیست موجودی

جملات نمونه

she maintains a list of her favorite books.

او فهرستی از کتاب‌های مورد علاقه خود را حفظ می‌کند.

the teacher provided us with a list of recommended readings.

معلم فهرستی از منابع پیشنهادی در اختیار ما قرار داد.

he checked his to-do list before leaving the house.

او قبل از ترک خانه لیست کارهای خود را بررسی کرد.

they compiled a list of candidates for the job.

آنها فهرستی از نامزدها برای شغل جمع‌آوری کردند.

we need to create a list of ingredients for the recipe.

ما باید فهرستی از مواد لازم برای دستور العمل ایجاد کنیم.

her travel list includes several countries in europe.

فهرست سفر او شامل چندین کشور در اروپا است.

the app allows users to share their shopping lists.

این برنامه به کاربران اجازه می‌دهد لیست خرید خود را به اشتراک بگذارند.

he wrote a list of goals for the new year.

او لیستی از اهداف برای سال جدید نوشت.

the committee published a list of recommendations.

کمیته لیستی از توصیه‌ها منتشر کرد.

she keeps a list of her achievements in her journal.

او لیستی از دستاوردهای خود را در دفترچه یادداشت خود نگه می‌دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید